شاه طهماسب سفيرى به اسلامبول فرستاد با بعضى تكاليف ، كه قرارى فيما بين داده شود ، ولى تكاليف چنان بودند كه مىدانست قبول نخواهد شد و ضمنا به سفير مزبور سپرد ، كه به عذر ناخوشى ، بطورى كه اسباب سوءظن عثمانيها نباشد ، در راه معطل شود و ورود به اسلامبول را تأخير بيندازد . مقصود شاه طهماسب دفع الوقت بود و مىخواست فرصتى يافته ، به خراسان برود [ و ] ملك محمود حاكم مشهد را ، كه در اين اغتشاشها ياغى شده و ادعاى سلطنت مىكرد ، دفع نمايد .
به حسن كفايت و شجاعت نادر ، ملك محمود را گرفتار و اموال او را ضبط كرد و از آنجا با دوازده هزار سوار به عزم تأديب ابدالى افغان حركت كرد .
ابدالىها در زمان شاه سلطان حسين ، هرات را گرفته و حالا در تهيه بودند ، كه با قشون زيادى داخل خراسان شده و مشهد را محاصره نمايند . سه منزل اين طرف هرات با افاغنهء ابدالى ، كه سى هزار سوار داشتند ، تلافى شد . از آنجا كه ابدالىها از افاغنهء قندهار ، كه به تسخير اصفهان آمده بودند ، به شجاعت معروفتر بودند ، پادشاه از جنگ مىترسيد ، ولى نادر ، كه در رشادت نظير نداشت ، پادشاه را اطمينان داد و گفت غلبه و نصرت ، بستهء به ثبات و حركت قشون است نه به زيادتى عدد و اين هردو صفت در قشون پادشاه موجود است . اين را گفت و صفوف را آراست و به قشون خطاب كرد ، كه نتيجهء شكست در اين جنگ ، انهدام ايران است و اگر غلبه نكنيد تمام با اولاد و اخلاف خود ، به قيد اسيرى و عبديت دائمى خواهيد بود .
همگى به اظهار شوق صدا بلند كردند ، افاغنهء ابدالى ، كه در مقابل صفوف آراسته بودند ، صداى آنها را شنيده ، آنها نيز فرياد كشيدند و با غضب تمام به ايرانيان تاختند .
نادر قشون خود را در حالت اجتماع نگاه داشت و از بلندى كه بود به شليك توپهاى كوچك صحرائى فرمان داد ، عدهء كثيرى از افاغنه به خاك افتادند ، صبر كرد تا دشمن به فاصلهء چهل پنجاه ذرع رسيد ، آنوقت فرمان شليك تفنگ داد ؛ از افاغنه چنان كشتار شد كه مجبور به مراجعت گرديدند و قشون ايران فرصتى يافته ، تفنگها را دوباره پر كردند . خلاصه بعد از حملات چند ، كه ايرانيان با شجاعتى تمام مقاومت نمودند ،
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٨١