تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
بودند ، همدست شد و در سر راه قافله را زدند . سه چهار بار امتعه گرفتند و به سهولت فروختند ، مبلغى براى مخارج يوميه منظور داشته ، بقيه را اسلحه و اسباب خريدند و هرچه مثل خود از جان به تنگ آمده پيدا كردند ، به دستهء خود افزودند . دفعهء ديگر با قريب بيست و پنج نفر به كاروان تاختند و سى بار شتر و قاطر امتعه و آذوقه گرفتند به ميان كوهها بردند . در آنجا با اشخاصى كه پنهان نزد آنها مىآمدند ، امتعه را با اسلحه و آنچه لازم داشتند عوض مىكردند . به اين‌طور مدتى راهزنى كردند ، اسلحه و ملزومات گرفتند و مردان ديگر ، كه اغلب از قشونى بودند كه با نادر خدمت كرده بودند ، بر عدّهء خود افزودند تا شماره آنها به پانصد نفر رسيد ، همه مردان قوى و بااسلحه و اسب . وحشت در تمام آن صفحات افتاد . از اهالى خراج خواستند ، چون امتناع نمودند ، اول آنها را تهديد كرده ، بعد اموال آنها را به غارت برده و خانه‌هاى آنها را آتش زدند . اين نكته را لازم است به مطالعه‌كنندگان بگوئيم ، كه نادر نمىتوانست مدتى بر اين منوال حكومت كند و البته قشون پادشاه او را تعاقب كرده و مغلوبش مىنمودند ، ولى در اين وقت دولت ايران مشغول جنگ بود افغانها به رياست پسر ميرويس اصفهان را گرفته و تمام صفحات جنوب شرقى ايران را به اطاعت آورده بودند ، عثمانيها به صفحات مغربى داخل شده و اغلب جاها را متصرف بودند و روسها گيلان و جاهاى ديگر در سواحل بحر خزر را به تصرف آورده بودند ، براى شاه طهماسب دو سه ايالت بيش باقى نمانده و از همه طرف محصور دشمن بود ، قشونى نداشت كه به دفع نادر بفرستد . اهالى هم مىترسيدند با او مقابله نمايند ، نادر هم آنچه براى خود و همراهانش لازم بود مىگرفت و زندگانى مىكرد . در اين اوقات شاه طهماسب به سيف الدين بيك ، يكى از سركردگان قشون كه رئيس طايفه‌اى بزرگ موسوم به بيات بود ، متغير شد و خواست او را بكشد ، سيف الدين بيك خبر يافت ، شبانه با هزار و پانصد نفر از بستگان خود از اردو فرار كرد و چون مأمنى نداشت نزد نادر قلى رفت و به او ملحق شد ، [ اينك ] عدهء قشون و همراهان نادر به دو هزار [ نفر ] رسيد و اسباب وحشت و خرج زياد از براى اهالى آن صفحات گرديد . عموى نادر از
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 76 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى