جمع كرد ، به محافظت شهر اقدام شود و فورا قشون حاضر به مقابل دشمن مأمور گردد . معابر و دربندها را سدّ كنند ، جلو دشمن را بگيرند تا قشون ديگر به امداد برسد و گفت كه من به تجربه از شجاعت و رشادت قشونى كه داريم اطمينان دارم و هرگاه به سركردگى مأمور شوم بهطورى يقين به غلبه دارم كه از سر خود التزام مىدهم
بيگلربيگى به قدرى از اظهار اين خدمت خوشوقت شد كه راى سركردگان ديگر را نپرسيد و فورا به نادر اينطور خطاب كرده گفت : تو هميشه در اين مقامى كه داشتهاى چنان اظهار رشادت و كفايت كردهاى كه از حسن رفتار آيندهء تو براى من شكى نيست و الان تو را سرپ و سركردهء تمام قشون حاضر نمودم ، بايد به عجلهء تمام به مقابلهء دشمن حركت كنى و با تراكمه جنگ نمائى ، يا به هر تدبير كه صلاح بدانى جلو آنها را بگيرى و حكم موقتى به سركردگى نادر قلى در اين مأموريت صادر شد و بيگلربيگى به او وعده داد كه اگر از عهدهء خدمت برآيد به دربار عرض كند و امضاى حكم خود را در تفويض سركردگى كل به نادر قلى تحصيل نمايد . نوكر پياده و سواره تمام از انتخاب نادر قلى به سركردگى مسرور شدند ، ولى صاحبمنصبان و اغلب مينباشيها كه بر نادر مقدم بودند ، از اطاعت به او امتناع نمودند . به بيگلربيگى عرض شد ، حكم كرد آن صاحبمنصبان نمانند و نادر قلى هركس را كه مىخواهد به جاى آنها معين كند . نادر قلى از صاحبمنصبان جز به جاى آنها كه مانده بودند معين نمود و قشون در حركت آمد و همه مانند سردار خود مصمم بودند ، يا بر دشمن غلبه كنند يا به دست دشمن كشته شوند .
سركردهء تركمانها چهار منزل از مشهد دور بود ، همين كه شنيد قشون مىآيد سوارهء خود را كه براى تاختوتاز به اطراف متفرق شده بودند ، جمع كرد . نادر مستقيما رو به دشمن آمد . وقتى رسيد ، ديد صفوف آراسته و مهياى جنگ هستند ، قشون خود را بالاى بلندى كشيد و به آنها گفت از قشون تركمان نيمى از پى آذوقه و در محافظت اسرا و اموال هستند ، بيش از شش يا هفت هزار سوار ندارند ، از يكديگر به فاصله ايستادهاند كه عدهء آنها بهنظر زياد بيايد ، اگر عدد آنها در مقابل هم باشد مرا باكى
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٧٣