تاختن به اوديب داشتند . حاكم آنجا سعادتخان از قصد آنها خبر يافت و با جمعيتى قوى به مقابله شتافت بعد از جنگى سخت غلبه كرد ، دو نفر از رؤساى بزرگ آنها را گرفتار و پنج هزار نفر از دشمن را به قتل رسانيد . ماراتاها با بقيّه السيف رو به فريدآباد ، كه به دهلى قريب شش فرسخ مسافت دارد ، آوردند . خان دوران و وزير به سعادتخان ملحق شده و آنها را اتعاقب نمودند . ماراتاها سه ساعت قبل از ورود امرا ، از آنجا حركت كرده به كالكا كه نزديك دهلى است ، رفته بودند .
چون كالكا زيارتگاه است و آن روز روز زيارت بود ؛ بيشتر اهالى شهر در آنجا جمع آمده بودند ، غارتگران تمام آنها را برهنه كردند ولى كسى را نكشتند و چون شهر را خالى از قشون دانستند به تاراج آن مصمم شدند . پادشاه اطلاع يافت ، حكم شد امير خان و حسنخان با دستجات توپخانه به مقابله بيرون بروند . بيرون رفتند و چند ساعت جنگ سختى درگرفت ، حسنخان كشته شد و امير خان با بقيه قشون از هم پراكنده شده ماراتاها در شرف دخول به شهر بودند ، وزير كه از ساير امرا پيش افتاده بود به امداد رسيد ، دشمن به زودى مغلوب و متوارى شد وزير به تعاقب آنها تا سراى اللهويرديخان ، كه قريب چهار فرسخ به دهلى مسافت دارد ، تاخت . در آنجا به دشمن رسيد ، ولى چون مايل به جنگ نبود ، در خفا با آنها قرارى داده به دكن برگشتند .
سعادتخان كه به خدمات بزرگ خود مغرور و از قرارداد ننگين وزير با دشمن متغير بود ، بدون آنكه به حضور پادشاه بيايد به ايالت خود برگشت ، ولى اسراى ديگر به شهر آمده و عرض عبوديّت كردند . پادشاه مجددا مايل به خواستن نظام الملك شد ، به خيال اينكه تا نظام الملك در دكن است ، متصل بيم تاختوتاز از طرف ماراتاها خواهد بود . مهرپرور جدهء پادشاه كه هواخواه نظام الملك بود ، به اشارهء پادشاه كاغذى به نظام الملك نوشت و به او اطمينان داد ، كه اگر بدون تأخير بيايد حل و عقد تمام امور به او تفويض خواهد شد . نظام الملك خواهش او را پذيرفت ، ولى اين دفعه بدتر از سابق با نظام الملك رفتار شد ؛ امرا نه تنها به او اعتنائى نكردند ، بلكه در هر موقع نسبت به او انواع تخفيف و توهين به عمل آوردند ، خصوصا خان دوران و
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 69
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٦٩