تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
جارى شود ، مادر بيچارهء او طاقت نخواهد داشت ، او را نزد مادر بگذاريد ! حيدر قليخان در نزد محمد شاه خيلى مقرب بود و چندى بعد به ايالت احمدآباد معين گشت . نصرت آرخان والى اجمير گرديد . سربلند خان از كابل احضار و يكى از وزرا شد ، خان دوران ميربخش و ملقب به امير الامراء گرديد . مادر فرخ سير استدعا كرد [ تا ] عبد الله خان ، قاتل پسرش را ، به دست او بدهند . محمد شاه به او پيغام داد كه كشتن دو نفر براى قتل يك نفر جايز نيست ؛ حسنعليخان به قصاص كشته شد كافى است ! و حكم كرد عبد الله خان را در عمارت آصف الدوله جا دادند و سه هزار روپيه ، معادل يكهزار و صد و بيست و پنج تومان ، در ماه براى او وظيفه قرار داد ، سى نوكر و هفتاد غلام به خدمت او معين شدند ، غذاى آنها از مطبخ خاصه داده مىشد ، پنج نفر زن براى خدمت او مقرر گشت ، قراول و نگاهبان بر او گماشت . ولى عبد اللّه خان اين سخاوت ملوكانه فائدهء طولانى نبرد [ و ] چند ماه بعد زخمهائيكه برداشته بود هلاكش كرد ؛ چهل و پنج نفر زن ، كه اغلب معقوده و متعهء او بودند ، و چند نفر از اقوام نزديك او ، شب بعد از مرگ او در يك اطاق خود را سوزانيدند ، در سنه 1721 مطابق سنه 1134 هجرى پادشاه كاغذى به نظام الملك ، كه در دكن بود نوشت و او را به دربار خواست كه وزارت را به دو تفويض نمايد و هرگاه خود او وزارت نخواهد ، هركس را [ كه ] او لايق بداند ، بدانجايگاه منصوب فرمايد نظام الملك در جواب نوشت كه من مردى درويش هستم و هواى چنان مقام بلند ندارد ، به ايالت مالوه خود را راضى كرده بودم ، ولى حسنعليخان و برادرش به خيال استيصال من افتادند ، من هم مجبورا سلاح پوشيدم و بعون الهى دفع خيال فاسد آنها را نموده و خود را حفظ كردم ، بالاخره به اغواى آنها ، اعليحضرت پادشاهى با لشكرى قوى روى به من حركت كرد ، در اينجا هم حفظ قادر متعال شامل حال من گرديد ؛ يكى از دو برادر كشته شد و چون شما مرا نوكر صديق دانستيد فسخ عزيمت نموده و به دهلى مراجعت كرديد و در آنجا به آرزوى تمام قلوب امور را مرتب فرموديد و حال به تفصيل ملوكانه ، اين اقلّ غلامان را ، براى شمول اين مرحمت عظمى منتخب فرموديد ، من چون خود را شايستهء چنان منصب
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 66 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى