تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
رويهمرفته دو كاروان بزرگ در طى سلطنت محمود باصفهان رسيد . در آخرين كاروان مادر محمود قرار داشت كه به دروازهء اصلى قصر پادشاه جديد درحالىكه نيمه برهنه بود آمد و آنچه لباس هم كه بر تن داشت كاملا تكه‌پاره شده بود ، بعلاوه يك ترب بزرگ در دست داشته و مشغول جويدن آن بود و بيشتر بيك عجوزه و جادوگر شباهت داشت تا بيك مادر پادشاه بزرگ « 1 » .

قتل‌عام اهالى در اصفهان 1723 ميلادى

محمود ميخواست اصفهان را بهر قيمتى كه شده در دست نگاهدارد . او مصمم گشت عدهء زيادى از مردم شهر را قتل عام كند و خيال ميكرد كه بر يك شهر مفتوح و سقوط كرده و بدون پيشوا بوسيلهء ترور و القاء رعب شديد بهتر ميتواند حكمرانى كند . محمود براى اجراى نقشهء پليد خود در روز بعد از مراجعت افغانهاى مغلوب از قزوين وزراى ايرانى و نجباى بزرگ را بجز چند نفر همگى را بيك مهمانى دعوت نمود و در آنجا تمام آنها را بقتل رسانيد و اجسادشان را بعدا در ميدان بزرگ انداختند . پس از آن محمود سه هزار نفر پليس ايرانى را كه خود شخصا استخدام نموده بود قتل عام كرد . چندى بعد فرمانى انتشار داد دائر بر اينكه هر ايرانى كه بشاه سلطان حسين خدمت كرده بقتل برسد . صدور اين فرمان موحش باعث يك قتل عام غير مشخص و بدون تميزى گرديد كه مدت پانزده روز تمام ادامه داشت و هيچ كوششى براى مقاومت با آن به عمل نيامد و بدين ترتيب شهر سلطنتى اصفهان از جمعيت خالى شده به كلى ضعيف و بيقدرت گرديد . باعمّال بازرگانى انگليسى و هلندى با خشونت رفتار شده و آنها را وادار بپرداخت ماليات و اعانات اجبارى نمودند ، ارامنهء جلفا نيز مجبور بپرداخت يك ماليات ديگرى شده و بالاخره بازرگانان هندى را غارت كردند .

تصرف شيراز 1137 هجرى ( 1724 )

پس از آن محمود عدهء از كردهاى وحشى را داخل ارتش كرده و آنها چون سنى
هامش
( 1 ) - كتاب كروزينسكى ( مؤلف )