ذكر مىكند « محمود متوسط القامه و خيلى فربه بود . صورتش عريض ، پيشانى پهن و چشمانش آبى و كمى لوچ و بالاخره نگاهش خشن و وحشيانه بود ، از لحاظ قيافهشناسى ظاهرى خشن و نامطبوع داشت كه ظلم و قساوت طبعش را نشان ميداد .
گردنش مانند حيوانات بقدرى كوتاه بود كه گمان ميرفت سرش از شانههايش بيرون آمده باشد . ريشش كم پشت بود باندازهاى كه گوئى چند موى بيش بر صورت نداشت . چشمانش معمولا پائين انداخته شده بود و هميشه به نظر مىآمد كه متفكر است .
« در انضباط نظامى بينهايت جدى بود . سربازانش بعوض اينكه دوستش بدارند بيشتر از او ميترسيدند . سربازان محمود او را بواسطهء آنكه بزرگترين خطرات را با دلاورى استقبال ميكرد قدرت و قيمت مينهادند و ويرا قادر بانجام كارهاى مهمى كه تهور و جسارت فوق العاده لازم دارد ميدانستند و تهور و جسارت او همواره بموفقيت و كاميابى او تمام ميشده است « 1 » »
بايد دانست كه اين فتوحات ، گو اينكه كم بوده اما براى شخصى مثل محمود خارق العاده بوده است . فاتحين قبلى ايران مانند چنگيز و تيمورلنگ قبل از ورود در عمل سپاه عظيم و نيرومندى را تهيه كرده بودند ، اما محمود اصفهان و در نتيجه بيشتر ايران مركزى و جنوبى را فقط با بيست هزار نفر افغانى بدون حمايت و پشتيبانى زياد از طرف قندهار تصرف نمود ، علت حقيقى سقوط سلسلهء صفويه جبن و بزدلى ، بيكفايتى و رشوه و ارتشائى بود كه در ايران جريان داشت و بطوريكه ملكم ميگويد امپراطورى ايران شباهت زيادى بيك ساختمان عظيمى داشت كه در شرف فرو ريختن بوده است . از خود محمود باستثناى چند ماه اوليهء حكومت عادلانهء او بعد از تسليم اصفهان چيزى كه قابل تعريف و پسنديده باشد خيلى كم بلكه هيچ نيست . وى مردى خائن ، كوته فكر ، خسيس و واجد تمامى صفاتى بود كه يك فاتح بزرگ را لكهدار
هامش
( 1 ) - جلد دوم كتاب كروزينسكى صفحهء 159 ( مؤلف )