معلوم است كه براى اقدامات بعدى خود را محق يافت . او يكدسته از سفاين خود را حامل بيست و دو هزار نفر پياده نظام از راه ولگا فرستاد و با سواره نظامى كه از حاجى طرخان « 1 » حركت نموده بودند در داغستان بهم پيوستند . در اينجا پطر اعلاميهاى انتشار داد مشعر بر اينكه هيچگونه خيال توسعهء ارضى ندارد بلكه ميخواهد شاه ايران را از ظلم و ستم افغانها نجات بخشد ، پس از آنكه بسوى جنوب حركت كرد بعد از مغلوب نمودن يك نيروى داغستانى ، دربند را به تصرف درآورد كه اهميت آن قبلا در همين تاريخ ظاهر و مبرهن شده است بنابروايتى تزار در شرف حركت بسوى باكو و شماخى بود كه سفيرى از عثمانى در آن صحنه ظاهر شد و خبر تصرف شماخى را بدست نيروى ترك به او داد و بعلاوه اظهار داشت اگر از اين نقطه روسها پيشروى كنند بمنزلهء ( اعلام جنگ ) خواهد بود . پطر در اين موقع مايل نبود با تركيه به مخاصمت پردازد بنابراين بروسيه عقبنشست و يك پادگان سه هزار نفرى در دربند بجاى گذارد . مطابق گفتهء روسها علت اين عقبنشينى آن بود كه يك كاروان دريائى روسيه كه تزار بدان وسيله انتظار ورود اسلحه و مهمات داشت بر اثر طوفان از بين رفته بود و همين باعث گرفتن آن تصميم شد . ممكن است هر دوى اين واقعه راست بوده باشد ، زيرا باب عالى توسط محمود مجبور شده بود كه بر ضد روسيه اعلام جنگ كند و پطر درحالىكه مهماتش در درياى خزر غرق شده بود بمشكل ميتوانست با تركها وارد در جنگ شود .
تصرف رشت و باكو بدست پطر
در زمستان سال بعد افغانهاى مهاجم ، رشت را محاصره نمودند . حاكم آنجا سفيرى بحاجى طرخان فرستاد و پيشنهاد كرد كه دروازهء شهر را به روى ارتش روسيه
هامش
( 1 ) - « پ . ح . بروس » يك سرباز اسكاتلندى دولتمند كه در اين لشگركشى شركت داشته در كتاب « خاطرات خود » در اينباره شرح نيكوئى داده است . همچنين كتاب « فتوحات روسيه در قفقاز » بقلم « جان ف . بدلى » را كه خيلى ذىقيمت مىباشد و از روى وقايع مضبوطهء خود روسها تأليف شده و « قارصوار ضروم » تأليف ژنرال و . مونتيت را مورد استفاده قرار دادهام . ( مؤلف )