بودند حاضر بورود در خدمت محمود شدند . محمود بر اثر كمك آنها شهرهاى كاشان و خونسار را كه پس از هائلهء قزوين شورش كرده بودند مجددا به تصرف درآورد . در همان موقع نيروئى بگرفتن فارس مشغول ولى شيراز مقاومت ميكرد . نصر اللّه فرمانده سربازان داوطلب زردشتى در طى حملهاى كه به شهر شد بقتل رسيد و براى احترام او در تشييع جنازهاش تمامى غلامان و اسيران او را بقتل رسانيدند . جانشين او زبردست خان از او خوشبختتر بود . وى نيروئى را كه براى نجات شهر از محاصره مأمور شده و در تحت فرماندهى يكى از برادران والى عربستان قرار داشت عقب راند و پس از آن مذاكرهء تسليم شروع شد . هنگامى كه مذاكرات در جريان بود افغانها ديدند كه سربازان پستهاى خودشان را ترك كردهاند ، بدين جهت مذاكرات را قطع نموده و شهر را تصرف كردند . باوجودى كه قحطى علت اساسى تسليم شهر بود ، معذلك يك انبار حاوى غله كه كفاف سه ماه اهالى را ميداد كشف شد و صاحب آن را برسم مجازات به يك چوب بسته و او را رها كردند تا از گرسنگى در انبار غلهء خود جان دهد . حتى امروز اين قضيه را بر عليه شيرازيان بخاطر ميآورند .
يك حمله به بندرعباس
پس از آن دستهاى براى حمله به بندرعباس بدانصوب روانه شد ، و اهالى فرار كردند ، اما نمايندگان تجارتى اروپائى كه در سالهاى گذشته عدهء زيادى از قبايل بلوچ را شكست داده بودند در اين موقع خيلى نيرومند بودند و مقابلهء با آنها مشكل بود .
افغانها كه از بدى آب و هوا تلفات زيادى داده بودند سيورساتى گرفته و با خوشحالى عقب نشستند . محمود از تصرف شيراز تشجيع شده و خود فرماندهى جنگ را در دست گرفته به ناحيهء كوه گلو در شمال بهبهان پيش رفت ، اما اعراب بدوى ارتش او را به ستوه آوردند و نيز گرماى نزديك ساحل آنها را صدمهء بسيار ميزد ، بنابراين محمود مجبور شد باصفهان مراجعت كند و شبانه وارد شهر گرديد .
توطئه و دسائس افغانى
اين لشگركشى بدون موفقيت محمود و نيز شكستى در حملهء به يزد لطمهء سختى