تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
به حيثيت و اعتبار او وارد ساخته و بالاخره بر اثر اصرار نجبا و بزرگان خود مجبور شد اشرف را از قندهار طلبيده وليعهد خود نمايد . بعلاوه امان اللّه خان شغل خود را ترك كرده بود و با آنكه وانمود ميكرد كه مايل بآشتى و مصالحه است اما ظاهر و آشكار بود كه در اظهارات خود صادق و صميمى نيست . محمود براى راحت ساختن فكر و خيال خود به منظور اعتكاف و سيروسلوك قلبى بسردابه‌هاى كه معروف به تپسيه « 1 » مىباشد رفت و پس از چهارده روز اقامت در آنجا از اختلال حواس بيرون آمده و راحت شد .

قتل عام شاهزادگان صفوى

تا اين موقع در قتل عام‌هاى موحش و هولناك از خانوادهء سلطنتى صرف‌نظر نموده بودند ، اما وقتى محمود شايعهء دروغ فرار صفى ميرزا را شنيد فرمان داد تا خانوادهء سلطنتى باستثناى شاه سلطان حسين بيچاره همگى را قتل عام كنند . محمود با دست خود به اين انهدام خانواده دست زد و در طى آن ميگويند سى و يك نفر از اعضاء بدبخت اين سلسله معدوم شدند .

مرگ محمود 1137 هجرى ( 1725 )

اين آخرين عملى است كه از محمود ثبت شده است . پس از اجراى كامل اين عمل خونين ، جنون و ديوانگى او رو بشدت نهاد . نجباى افغان كه از حملهء طهماسب تهديد ميشدند با عجله اشرف را بپادشاهى انتخاب نمودند و محمود كمى پس از آن واقعه مرد ، شايد هم بامر اشرف بقتل رسيده باشد .

خصائص جسمانى و خصال او

كروزينسكى كه بدون شك محمود را ديده است . شرح برجستهء زير را دربارهء او
هامش
( 1 ) - تپسيه( Tapassia )يك واژهء سانسكريت است و مشتق از تپ يعنى پرستش مىباشد . دراويش مسلمان آن را از هنديان نمودند . معنى آن اين است كه روح از بدن خارج شده و با مقام كبريائى ميآميزد در كتاب شسترافصلى در اين باب موجود است . ( مؤلف )
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 408 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى