تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
ندارند . حتى اگر هم آن را ما يك وصيت‌نامهء سياسى پطر ندانيم چون شامل آمال و اميال روسيه از نيمهء اول قرن هيجدهم است شايستهء « 1 » مطالعه است . لحن اين وصيت نامه كاملا مهاجمانه است و روسيه را جدا بر آن داشته است كه تسلط و حكومت ( تقريبا ) كلى و جهانى را هدف منظور قرار دهد . در اينجا سروكار ما مخصوصا با موادى است كه بايران مربوط مىباشد و آنها بدين قرارند . « برانگيختن جنگهاى دائمى و پردامنه نه‌تنها در عثمانى بلكه در ايران و باز سوئد بايستى تجزيه شود و ايران هم مطيع و منقاد گردد و غيره » اين كلمات بر هر يك از فرزندان تحصيل كردهء ايران معلوم و مانند يك ناقوس در گوشش طنين‌انداز است . بدينسان وصيت‌نامهء پطر كبير هرچند در اروپاى غربى كمتر كسى از آن آگاهى دارد تا آنجا كه بايران مربوط است يك وسيله و آلتى از سياست و رويهء روسيه بدست ميدهد كه نميتوان نفوذ و تأثير آن را از نظر دور داشت .

تصرف دربند بوسيلهء پطر 1135 هجرى ( 1722 )

در اينموقع پطر كبير بالاخره بر سوئد غلبه يافته و براى سوق دادن قواى خود به جاهاى ديگر آزادى كامل يافته بود . بنابراين براى استفاده از ضعف ايران بسوى اين كشور شتافت و در عين حال ميخواست از نزديك شدن تركها به بحر خزر جلوگيرى كند . در وقتى كه سلسلهء صفويهء در حال احتضار بود پطر سفيرى بدربار سلطان حسين فرستاده بود ، ولى اين سفير در ورودش خود را بافغانهاى فاتح معرفى نمود و تقاضاى جبران تعديات و خساراتى را كه بر اتباع روس در شماخى وارد شده بود نمود . محمود كه معلوم مىشود در سياست خارجى اطلاعاتى نداشته است بسفير مسكوى اطلاع داد كه نميتواند نه بر ازبكها و نه بر لزگىها نظارت داشته باشد . اين مطلب روشن بود و احتياج بدليل نداشت ولى اعتراف قضيهء تجاوز را تائيد و تقويت نمود و پطر هم
هامش
( 1 ) - اين وصيت‌نامه به تمام و كمال در آخر اين فصل درج شده است . سفراى روسيهء تزارى هميشه در بين اسناد محرمانهء خود يك نسخهء چاپى از اين وصيت‌نامه با خود داشتند . ( مؤلف )