تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
هرگز به خاطر آنان از كار غفلت نمىنمود ، بنا به روايت هنوى نادر ظرف سنوات اخير عمر خود غير از كنيزان سى و سه زن در حرمسرا داشت ميرزا مهديخان منشى گويد چيزهائى كه ( غير از جنگ ) خيلى مورد علاقهء نادر بود عبارت بود از خربزه بلخ و هرات و اسب خوب . در لباس پوشيدن سادگى را ترجيح ميداد ولى بتدريج به جواهرات نيز تعلق خاطر پيدا كرد آن را هم از سفر هند به فراوانى تأمين كرد . نادر گاه به گاه شوخى هم با معاشرين خود ميكرد . گويا در صحبتهاى معمولى تركى ميگفت ولى فارسى را هم روان حرف ميزد و از قرار معلوم عربى نميدانسته .

حال مزاجى نادر

نادر در جوانى كاملا تندرست بود ولى از پنجاه سالگى به آنطرف بحرانهاى متواتر جسمانى به دو رو ميداد و در اخلاقش خيلى تأثير ميكرد . عبد الكريم ( در كتاب بيان واقع ) گويد نادر قبل از حملهء به هند بيمارى استسقا گرفت كه گاهى با اندوه و كج‌خلقى شديد توأم ميشد . شايد فقدان دندانهاى آسيايى او هم به اين حال كمك ميكرده و بعيد نيست كه در مازندران مالاريا هم گرفته باشد گذشته از اينها رنجهاى فوق العاده لشكركشيها البته در بنيان وجود او كارگر ميشد . چون از پزشكان ناقابل ايرانى خيرى نديد در دهلى علويخان را كه خيلى شايستگى داشت استخدام نمود اين طبيب غير از دوا ، بيباكانه پندهائى هم به نادر ميداد و او را از عصبيت برحذر ميكرد و مؤثر هم بود ولى افسوس علويخان در 1154 مرخص شد و به محض رفتن او نادر خوى خود را از نو گرفت و يكسال بعد رضا قلى ميرزا را نابينا ساخت كه اگر پزشك هندى با او بود شايد چنان تصميمى نميگرفت . بعد مدتى هم يك يسوعى بنام دامين « 1 » معالج او بود كه در آنموقع درد كبد پيدا كرده بود . بسال 1157 در مياندوآب سخت بيمار شد به حدى كه چند منزل او را با تخت روان بردند با
هامش
( 1 ) -Damien
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 385 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى