تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
همواره از رفتار او و اينكه حتى در كليساى اشميادزين در مراسم دعاى آنان شخصا حاضر ميشد ستايش كرده . از رفت‌وآمد مبلغين عيسوى نيز ممانعتى نميكرد و چنان كه ديديم دو تن از آنان را كه بازن و دامين « 1 » باشد بعنوان پزشك شخصى استخدام نمود . يكى از آباء عيسوى از جلفا در نامهء مورخ ماه مه 1744 ( 1157 ) مينويسد كه در آنزمان در جلفا بيست و دو كليساى ارتودوكس و چهار كليساى كاتوليك وجود داشته و نفوس عيسوى در آنجا و حوالى به ده هزار ميرسيده . گويا در سفر هند بود كه نادر از قرائت آيهء بيست و نهم سورهء چهل و هشت يعنى ( سورة الفتح ) در قرآن كريم به كلمهء تورات و انجيل برخورد كرد و از ملاباشى پرسيد كه آيا تورات و انجيل موجود است ؟ و چون معلوم شد موجود است دستور داد ميرزا مهديخان ترجمهء فارسى آنها را تهيه نمايد و دستور داد براى اين كار از يهود و نصارى استفاده شود در اين عمل بين مترجمه كاتوليك و ارتودوكس اختلاف پديد شد بحديكه يكى از آباء بنام پردوين « 2 » مينويسد « تنها عضو مسلمان عقل سليم نشان داد . » قرآن شريف هم به حكم نادر به فارسى ترجمه شد . بعد از پايان كار مترجمين به قزوين احضار شدند نادر شاه آنان را پذيرفت دستمزد به آنان داد . ولى گفت مجال مطالعه ندارم ولى ميدانم خدا يكيست پيغمبر هم بايد يكى باشد و اين اظهارات نادر شيوخ عيسوى را كه انتظاراتى داشتند ملول ساخت . محمد مهدى بن محمد رضا مؤلف « نصفجهان فى تاريخ اصفهان » گويد نادر با يكى در باب بهشت مباحثه ميكرد و ازو پرسيد آيا در بهشت جنگ و غلبه بر خصم هست و چون طرف جواب منفى داد نادر گفت پس بهشت چه لذتى دارد ؟ گرچه ممكنست اين گونه روايتها ساختگى و بىاساس باشد . پايان
هامش
( 1 ) -Pere Bazin . Damien( 2 ) -Pere des Vignes