در نجف به حضور نادر رسيد چنين اظهار داشته كه در چهرهء نادر آثار سن و سال پيدا شده و چند دندان پيشينش افتاده و خودش مانند شخصى هشتاد ساله ديده ميشد و چشمانش فرو رفته بوده است ولى با اينهمه خوش اندام ديده ميشده . بدون شك السّويدى ( كه نسبت به نادر شاه غرض آلود بود ) دربارهء هشتاد ساله خواندن آن پادشاه راه مبالغه پيموده . بازن كه از ندماى محرم نادر بود او را در چند ماه قبل از كشته شدنش چنين تعريف مىكند : ريشش كه مشكى خضاب شده بود با مويهاى سفيدش متضاد ديده ميشد . مزاجى قوى ، قدى بس بلند و جسمى متناسب داشت .
رخسارهاش آفتاب سوخته و بيشتر از مستطيل مدوّر بود دماغ عقابى و دهنى گشاد داشت لب زيرينش پيشآمده چشمانش كوچك و تيز و نگاهش زنده و نافذ و صدايش درشت و قوى بود كه هروقت ميخواست به مناسبت موقع آن را ملايم ميكرد . »
دربارهء خصلت نادر اشاراتى راجع به اينكه مردى با ارادهء آهنين بود كرديم . ولى با وجود خشونت كه داشت جنبهء ملاطفت هم داشت مثلا نسبت به مادر خود و نوهاش شاهرخ مهربان بود . خيلى سخت كار بود و بعد از پايان كارهاى روزانه به حرمسرا ميرفت اينست آنچه كوكل نقل مىكند :
« در آنجا خويشتن را يكسره از كار آزاد ميدارد و با چند تن از مقربين خود يك پيمانهء ( يك ليترى ) يا بيشترش يك پيمانه و نيم شراب مىخورد و تمام اين مدت را با نهايت بقيدى و بذلهگوئى ميگذراند در اين گفتگوهاى خصوصى كسى مجاز نيست از مسائل عمومى سخن به ميان آورد در موارد ديگر هم بايد باستناد اين محرميت به خود اجازه دهند و خودمانىتر از آن باشند كه امثال آنان مىتوانند ، چنان كه دو تن از دوستان شبنشينى او در آن باب از حد خارج شدند و در محل عمومى جسارت پندآزمائى به او كردند فورا دستور داد هردو را خفه كردند و چنين گفت « اين گونه احمقها قابل زندگى نيستند كه نميتوانند فرقى بين نادر شاه و نادر قلى بگذارند » .
كوكل كه توصيف فوق از او نقل شد اضافه مىكند كه نادر شراب را به اعتدال صرف ميكرد و به زنان بشدّت پاىبند بود و در آن باب به تنوع عمل ميكرد ولى در عين حال
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 384
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٨٤