معمول ميداشت يكى از قويترين سپاهها را بوجود آورد و نفوذ او در سپاهيان همين اندازه كافيست كه به ياد آوريم چگونه غارت دهلى را با يك فرمان يكباره توقيف كرد و غنايم را پس گرفت . حافظهء عجيب نادر هم شگفتآور بود و به شهادت ( كوكل ) كليهء سركردگان خود حتى اغلب افراد را با نام و نشان به خاطر داشت .
شمارهاى از معاصرين نادر در باب صداى بسيارى قوى او روايت كردهاند كه چون فرمان ميداد در سراسر ميدان نبرد طنين مينداخت و دشمنان به هراس مىافتادند .
اگر بخواهيم نتايج عمليات نادر را در نظر بگيريم ترديدى نيست كه او ايران را از استيلاى اجانب رها ساخت گرچه استبداد او ارزش اين خدمت را كاست . مهاجمات عديدهء او بر ضد عثمانى آنان را ضعيف نمود و به روسيه و اطريش فرصت داد و در جريان امور اروپاى جنوب شرقى مؤثر افتاد . در خاور حملهء او امپراطورى مغول را متزلزل ساخت و مهاجمهء بعدى احمد شاه درّانى به آن سامان در واقع كار را براى سلطهء انگليس آسان نمود .
در پايان مىتوان گفت كه نادر بزرگترين سرباز روزگار خود بود وطن خود را از پستترين مرحلهء انحطاط به اوج عزت رسانيد و داراى بزرگترين نيروى نظامى كرد .
افسوس كه فتوحات او به جاى اينكه تأمين يك رفاه پايدار براى كشورش كند زود گذشت و سبب خسارات بيحساب مالى و جانى شد .
نادر از لحاظ سياستمدارى و كشوردارى
نادر اصالتا يك سرباز بود و در جنگ همهء امور ديگر را فرع بر آن ميدانست و در فاصلههاى صلح كه براى او كسالتآور بود به تهيهء جنگ تازه مىپرداخت با اينهمه نادر پادشاه بسيار خوبى هم ميتوانست باشد . اينك بازن پزشگ دربار او چنين گويد :
« باوجود اينكه از خانوادهء محقرى نشأت يافت طبيعت صفاتى به او بخشيده بود كه او را رديف قهرمانان حتى سلاطين بزرگ قرار ميداد . پيدا كردن چنان شهريارى در تاريخ با چنان نبوغ وافر و هوش تيز و شجاعت قاهر كار دشواريست . طرحهاى پهناور