كاملا مجهز و در واقع جوابده ينيچرىهاى عثمانى بود .
سرعت انتقال نادر به وضع نظامى در موقع جنگ حيرتافزا بود . ويليام كوكل « 1 » از روى مشاهدهء شخصى درين باب چنين گويد : « نميتوان باور كرد با چه سرعتى نادر نقايص طرفين را درمىيابد . اگر يكى از سركردگانش بدون فزونى قدرت دشمن زمينه را خالى كند بيدرنگ با تبرى كه هميشه در دست دارد بسوى آن سركرده ميتازد او را ميكشد و يكى ديگر را كه بعد از او ميآمد بجاى او منصوب مىكند » .
در محاربات بزرگ قواى ذخيرهء خود را با نهايت مهارت مهيا ميدارد و درست بموقع از آن استفاده مىكند و به ضعيفترين قسمت خصم حمله مىبرد .
نادر هم مانند هينبل ويلينگتن « 2 » در اغلب محاصرههاى خود مانند محاصرههاى بغداد و موصل و قارص و بصره و كركوك و قندهار موفق نشد و ظاهرا تصرف قندهار را دست خيانت داخلى ممكن ساخت . علت اين ناكامى اولا نقص توپخانه بود كه از طول مسافات و نبودن راه براى حمل توپخانهء سنگين ناشى ميشد . دوم آنكه مهندسان نظامى ايران به اندازهء مهندسان عثمانى خبره نبودند . سوم آنكه در محاصرهها نادر به حكم طبيعت ميتوانست از نبوغ نظامى خود مانند حملات ناگهانى و غافلگيرى و نظاير استفاده كند همچنين نبايد فراموش كرد كه قلاع آنزمان نسبت به وسايل جنگى مستحكم بود .
از طرف ديگر توپخانه سبك نادر در نتيجهء اهتمام خودش و كمك مهندسهاى فرانسوى بسيار مؤثر و مهيب بود و در واقع او بود كه ايران را داراى توپخانهء مجهّز ساخت .
نادر تنها فرمانده نبود بلكه مدير قابلى هم بود و با شخصيتى كه داشت ميتوانست از افراد حد اعلاى استفاده را كند و در واقع به سربازان ايران اميد نوين داد و روح نو دميد و با پيوستن عده زيادى از افغانان و ازبكان به لشكر ايران و انتظامات سختى كه
هامش
( 1 ) -William Cockell( 2 ) -Hannibal , Wellington