آبستن بودند هم بكشت و از تمام اينان فقط شاهرخ را زنده نگه داشت چون وى از طرف مادر از صفويان بود و گفتهاند از ابقاى او منظورش اين بود شايد روزى مردم ايران خواستند پادشاهى از نژاد صفوى داشته باشند .
پس از فاجعهء قتل سر و تن نادر را به مشهد انتقال دادند و در مقبرهاى كه خودش سالها پيش در خيابان بالا ساخته بود به خاك سپردند و بعدها جسد رضا قلى ميرزا نيز نزد پدر مدفون گشت . آقا محمد شاه قاجار دستور داد بقاياى نادر و كريم خان زند را نبش كردند و به طهران آوردند و در آستانهء قصر او به خاك سپردند تا به قول خودش هر روز آنجا را زير پاى نهد .
اين بود رفتارى كه با بقاياى جسمانى يكى از بزرگترين شخصيتهاى تاريخ ايران به عمل آمد . با كمال امتنان درين سنوات اخير بهمت شاهزاده افسر كه بيست سال قبل ( از تاريخ تصنيف اين كتاب ) رئيس فرهنگ خراسان بود خانها و دكانهائى را كه در آن محل احداث شده بود خراب نمود و با اينكه بناى اصلى را نتوانست تعمير كند لا اقل مقبرهء سادهاى در آنجا بنا نمود .
جا دارد پيش از پايان اين فصل سخن در باب عادلشان ( عليقليخان ) و اعقاب او گفته شود . عادلشاه در رديف مخالفين نادر پيشوا نبود فقط نما بود چنان كه بعد از جلوس بجاى نادرى كارى هم از پيش نبرد و يكسال حكومت نكرده بدست برادرش ابراهيم نابينا و معزول گشت و اين يكى هم بدست طرفداران نوهء نادر كه شاهرخ باشد كشته شد و در همان موقع عادلشاه هم مقتول گشت كمى نگذشت كه شاهرخ هم بدست محمد ميرزا كه مدعى انتساب به نژاد شاه سليمان صفوى بود خلع و نابينا گرديد . دو ماه بعد اين شخص غاصب مغلوب گشت و شاهرخ دوباره بر تخت نشست .
آنگاه احمد خان ابدالى به خراسان تاخت و شاهرخ را خلع و سپس همو را باز بحكومت خراسان برگماشت . در خلال اين احوال كريم خان زند در ساير جهات ايران قواى خود را سروسامان ميداد تا در ايران بعد از آن همه آشوب و خونريزى حكومتى عادلانه كه آرزوى همه بود بوجود آورد .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٧٨