فصل بيست و ششم اعمال و اخلاق نادر شاه
جنگاورى نادر
نادر در اولين مرحله يك مرد رزمى بود پس جا دارد در آغاز سخنى چند در آن باب گفته شود . از اخبارى كه از منابع متفرقه به ما رسيده عيانست كه نادر بلاشك در نبرد نابغه بوده از يك خانوادهء محقر شروع نمود و درسى نياموخت و فقط جنگهاى محلى عشيرهاى ديد با اينهمه استعداد نظامى و علم جنگاورى در جبلت او مكنون بود كه به جنگهاى بس بزرگ پرداخت و به موفقيتهاى عظيم نايل شد و در طالع كشورش چندان تحولات شگرف بوجود آورد كه اين بيشتر به معجزه شبيه است و مبالغه نيست كه او را ناپلئون شرق ناميدند و به اسكندر و تيمور تشبيه كردند . همچنين ميتوان او را به معاصر آلمانى جوانتر خودش فردريك قياس نمود كه در فتوحات و فعاليت و فن جنگاورى همتاى او بود در تعبيهء نقشهء جنگ به تمام حريفان زمان خود برترى داشت و گفتهاند كه در هرجنگ جزئىترين جهات را پيشبينى ميكرد . با اينهمه در بعض موارد معلوم ميشد پيشبينى لازم را نكرده چنان كه نبرد با توپال عثمان پاشا كه آنچنان عاقبت وخيم داشت خوب تهيه نشده بود همچنين در رزم با لزگيها هم موفق نشد البته به اين معنى پى برده بود كه اگر قرار به تصرف داغستان باشد بايست آواريا فتح شود ولى همواره عمليات خود را در موسم نامساعد و دير آغاز نمود و از عهدهء تصرف موانع هولناك كوهستانى برنيامد . بزرگترين روش جنگى كه نادر مهارتى بسزا در آن داشت همانا حملهء سوارهنظام او بود كه معمولا از جهت غيرمترقبهاى ميتاخت و معمولا خصم را خورد ميكرد شكستى كه در تنگهء خيبر و درهء بازار و تنگهء تساتسوبى به نيروهاى هندى وارد آورد واقعا شاهكار بود با اينحال نادر از مزاياى پيادهنظام هم استفادهء كامل ميكرد . پيادهنظام نادر و جزايرچيهاى بسيار منظم او