تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
آنگاه حس خونخواهى برادرش ابراهيم قوت گرفت و حكومت مشهد را بعهدهء نصر اللّه ميرزا گذاشت در 16 ذو الحجه 1154 همراه رضا قلى ميرزا و فرزند سومش امامقلى ميرزا از مشهد حركت نمود و نوروز را در خبوشان برگزار نمود و از سملقان و گرايلى در طوفان باران به درهء گرگان رسيد در اينموقع ناگهان رود گرگان طغيان كرد و خيمه‌ها و اموال و چند هزار نفر را بدربرد و آنچه ملازمين نادر از او درخواست كردند چادر شاهى را به نقاط مرتفع ببرند اعتنا نكرد و با آرامش از فراز تخت به رود كه هردم طغيانش فزونتر ميگشت نظاره نمود و ازقضا افزايش متوقف گشت . پيشروى ادامه يافت و به استرآباد رسيد و از اشرف و سارى و علىآباد و زيرآب بسوى گردنه گدوك رفت و چون در 28 صفر 1154 از جنگل پردرخت سوادكوه همراه محرم و قوروقچيان خود عبور مينمود و لشكريان بر وجه معمول از عقب ميآمدند ناگهان كسى كه پشت درختى كمين كرده بود تيرى بسوى نادر انداخت كه انگشت ابهام او را زخمى كرد و به گردن اسبش فرو رفت و اسب و نادر به زمين غلطيدند گفته‌اند نادر با كمال خونسردى همچنان بر زمين خوابيد تا حريف او را مقتول پندارد تا او از خطر تير ديگر مصون ماند . كسان نادر و رضا قلى ميرزا بعد از مشاهدهء سلامت نادر اطراف را جستجو كردند ولى فاعل سوءقصد را نيافتند . اگر اين تير اصابت ميكرد شايد بنفع نادر و بصلاح ايران بود زيرا در آنزمان نادر به اوج شهرت خود رسيده بود كشور خود را از يوغ افغانها رها كرد عثمانيها را بجاى خود نشاند روسها را واداشت سرزمينهاى ايران را پس بدهند بختياريها و ابداليها و غلجائيها را منقاد ساخت هندوستان را فتح كرد تركستان را تسخير نمود قسمتى از عربستان را گرفت و ناوگانى در خليج فارس ايجاد نمود كه باوجود مشكلات ، بتدريج برترين نيروى دريائى آنجا ميشد . ولى كم‌كم طالع نادر رو به افول نهاد و وجود او در بقيه سنوات حكومت خود منشاء حوادث ناگوار گشت . نادر از گدوك به تهران بازگشت و كالوشكين نمايندهء روسيه را كه براى تأكيد مراتب دوستى آمده بود پذيرفت مشار اليه در گزارش خود به
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 358 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى