تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
پطرزبورگ از غرور و بىاعتنائى نادر شكايت كرد و چنين نوشت : اين بخت النصر جديد در نتيجهء فتوحات جنون پيدا كرده . ميگويد « فتح هندوستان براى من اشكالى نداشت اگر من با يك پا راه روم هند را تسخير ميكنم و با دو پا تمام روى زمين را » نيز كالوشكين استنباط نمود كه نادر نسبت به عثمانى بدبين بود ولى از دوستى او در حق روسيه هم يقين نداشت . نادر پس از اقامتى كوتاه به قزوين رفت ولى رضا قلى ميرزا را با خود نبرد و با اينكه تاريخ نادرى گويد او را به منظور جمع ماليات ولايت تهران در پشت سر گذاشت بعيد نيست سوءظن نادر در باب دست داشتن فرزندش در سوءقصد جنگل شروع كرده و رضا قلى در جرگهء مغضوبين درآمده بود . در قزوين « گيواسيلاخور » از رؤساى گرجستان با يكى ديگر وارد شد و از عصيان لزگيها شكايت نمود و نادر براى منكوب ساختن آنها نيرو فرستاد . درين بين طبيب اختصاصى او يعنى علويخان بموجب قولى كه در هند از او گرفته بود اجازه مرخصى گرفت تا به مكه مشرف شود و عبد الكريم كشميرى مؤلف كتاب « بيان واقع » يا « نادرنامه » كه هموطن علويخان بود نيز اجازه گرفته و رفتند و عزيمت طبيبى كه در حفظ اعتدال و سلامت حال نادر مؤثر بود به آشفتگى نادر افزود به حدى كه مواقعى به طرز شديدى متشنج و خشمناك ميگشت . بعد از پانزده روز اقامت در قزوين نادر به داغستان رهسپار شد و به منكوب ساختن لزگيها پرداخت و غره جمادى الاولى « به غازى قموق » كه مركز آنجا بود رسيد و بواسطهء حلول زمستان و وجود كوهستان و مقاومت عشاير از تصرف تمام آن نواحى منصرف شد و رو به خط ساحلى خزر نهاد و در مشاهدهء عصيان و جنگ و گريز عشاير قره‌قيطاق درصدد تنبيه آنها برآمد پنجم شعبان به دربند برگشت و دهم رمضان بمراجعت پرداخت و گويا چندان‌كه ميخواست از عهدهء منكوب ساختن لزگيها برنيامد . زمستان را در دربند بماند ولى اشكال تهيهء آذوقه براى سپاه در آن نواحى جنگلى و كوهستانى و منحصر بودن راه حمل‌ونقل به راه دريا نادر را بفكر ترتيب يك ناوگان ايران در درياى خزر انداخت حتى گفته‌اند
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 359 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى