در 16 شوال 1153 از مرو حركت نمود و به زادگاه خود يعنى دستگرد رسيد و در آنجا « مولودخانه » را بنا نهاد و از آنجا به كلات رفت و خزاين و غنايم را در آنجا جاى داد و مقبرهاى از مرمر سياه براى خودش ساخت . در استحكام و تعمير خود كلات و تأمين آب براى آنجا نيز اقداماتى نمود سپس از آنجا به خيوكآباد و از آنجا به ابيورد و از ابيورد بمشهد رفت و آن در سلخ شوال 1153 بود .
فصل بيستم نبرد داغستان
نادر مدت دو ماه در مشهد كه آنجا را پايتخت خود قرار داده بود بماند بطوريكه حدس زدهاند در آنموقع مشهد شصت هزار خانواده و بين دويست تا سيصد هزار نفوس داشته . جورج تمسن كه در 1154 مشهد را ديده آنجا را اين گونه وصف مىكند :
« در زمان صلح مركز بزرگ تجارتى است و روزانه كاروانهاى بلخ و بخارا و بدخشان و قندهار و هند و ساير جهات ايران بانجا آمدوشد ميكنند . بازارها وسيع و خوش ساخت و مملو از كالا و محل تردد ملل و اقوام مختلف است . حدود نود كاروانسرا دارد كه همه آنها آباد است . عده زيادى مردم به حكم نادر شاه از نواحى ايران و ممالك مفتوحه به اين شهر انتقال داده شده و با تمام وسايل در عمران آنجا اهتمام به عمل آمده . »
در اينموقع نادر شاه در تزيين مرقد امام رضا ( ع ) اقدامات نمود و از جمله هدايائى كه تقديم داشت تعدادى فرشهاى ابريشمى و چهارده قنديل طلاى تمام عيار بود . در وسط صحن حوضى از يكپارچه مرمر سفيد بنا نمود كه سه پا ارتفاع و هيجده پا محيط آن است . باوجود اينكه براى خود مرقدى در كلات بنا نهاده بود يكى را هم دستور داد در مشهد در خيابان بالا بسازند . در اين اوان سنگ قبر تيمور با درهاى مدرسه وارد مشهد شد ولى نادر پس از تفكرى آنها را بسمرقند پس فرستاد . نادر بر وجه معتاد درين مدت به محاسبات خراسان رسيدگى كرد و عدهاى را مجازات نمود .