نادرآباد رسيد و در مدت هشت روز اقامت در آنجا عبد الغنى خان بيگلربيكى آن ولايت را به منظور خونخواهى ابراهيم خان از لزگيها مأمور حمله به شيروان نمود و بلافاصله فرمان صادر كرد كليهء حكام ولايات براى ديدار او در هرات حاضر كردند و پس از پانزده روز اقامت در آن شهر رهسپار تركستان شد و چنان كه در سابق هم اشاره رفت در محل قرهتپه رضا قلى نيز به پدر ملحق شد و به جيحون رسيد و در 27 جمادى الاولى 1153 لشكريان او به محل كركى و بعد به چارجوى و دوازده هزار از جزايرچيان توسط كشتى از جيحون گذشتند و براى عبور بقيه پل شناور استوارى ساخته شد . ابو الفيض از خبر عبور نيروى ايرانيان بوحشت افتاد و « محمد رحيم بى حكيم آناليق » را براى عرض انقياد نزد نادر فرستاد و بنا شد نادر به مشار اليه بار دهد و او بدين قصد از بخارا حركت نمود ولى بر سر راه رؤساى عشاير دور سر او گرداندند و او را به جنگ نادر تشويق نمودند و او پذيرفت و بعد از جمعآورى قوا با نادر طرف شد و بعد از جنگهاى خونين شكست خورد و بار دوم امان خواست و نادر او را بخشيد و به بخارا رفت و خطبه به نامش خوانده شد و بدين ترتيب كليهء سرزمين ماوراء النهر شرقا و غربا به تصرف نادر شاه درآمد و عشيرهء « يوز » كه در سمرقند هنوز متمرد بود منكوب گشت و گفتهاند لطفعليخان مأمور تنبيه « يوز » به دستور نادر سنگ مزار يشم تيمور لنگ و درهاى مغفرى مدرسهء سمرقند را با خود به مشهد حمل كرد .
تا نادر در بخارا بود پيام به خوارزم نزد ايلبارس فرستاد كه اگر تسليم شود و پوزش خواهد بخشوده خواهد شد وى از اين پيام درخشم شد و قاصد را بكشت . نادر بعد از تعيين طهماسبخان جلاير به حكومت و فرماندهى ولايات هند دستور بوى داد فتنهاى را كه در محل شكارپور رو داده بود بخواباند و با وعده كمك به ابو الفيض در صورت لزوم . خود بسوى خوارزم عزيمت نمود و چون اطلاع يافت ايلبارس براى تخريب قلاع و سفاين و پل به چارجوى نيرو فرستاد شتاب و پيشدستى نمود از جيحون گذشت و آماده نبرد گشت و به محض ورود خوارزميان بر آنها تاخت و وادارشان به فرار ساخت و در همان چارجوى رضا قلى ميرزا را مرخص نمود تا به مشهد برود و
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٥٥