مهديخان مؤلف تاريخ نادرى در ذكر وقايع سنوات بين 1152 و 1155 سخن از فاجعهء مذكور بميان نمىآورد و فقط در لاحقهء كتاب گويد ذهن شاه بواسطهء « وساوس و توهمات » مفسدين مشوب گردانيده شده بود و در محل ديگر در آن كتاب محرّك سوء قصد را آقا ميرزا پسر دلاور خان تايمنى ناميده . ولى بموجب شهادت دو خارجى معاصر نادر يعنى بازن و لرش « 1 » شاهزاده گناهى نداشته . بالاخره نادر رضا قلى را گناهكار تشخيص داد و او را از تهران به داغستان احضار نمود و بمدافعات او وقعى ننهاد و دستور داد فرزندش را نابينا ساختند و خود از اين كار بس غمگين گشت به حديكه بموجب روايت سه روز از چادر خود بيرون نيامد .
ملكم در تاريخ خود گويد پس از وقوع فاجعه چون نادر به او گفت كه اين مجازات نتيجهء گناه خود اوست در پاسخ اظهار داشت : « مرا نابينا نكردى بلكه ايران را نابينا كردى » رضا قلى ميرزا بعد از التيام بنا به تقاضاى خودش به مشهد انتقال يافت و نادر رو به شمال نهاد تا محل « قزيليار » را كه آنجا را جزو خاك ايران ميدانست استرداد كند و گويا نظر داشت تا كريمه پيشروى نمايد و اين اقدام وقوع جنگ بين ايران و روس را خيلى محتمل نمود ولى رسيدن اخبار راجع به تمركز قواى عثمانى در مرز ايران و آمدن سفير عثمانى در 1155 و ابلاغ جواب دولت عثمانى مبنى به نپذيرفتن پيشنهاد تأسيس ركنى در مكه بنام ركن مذهب جعفرى نادر را از حمله به روسيه منصرف ساخت و او در پانزدهم ذيحجه 1155 راه جنوب را پيش گرفت و حكومت دربند را به عبد الغنى ابدالى واگذار نمود . و توشهاى كه از صفر برد فتح اراضى سفلاى داغستان بود كه به قيمت بسيار گران مالى و جانى تمام شد و داغستان شمالى را در نتيجهء مقاومت شجاعانه عشاير كوهستانى نتوانست منقاد كند . در اين برگشت كه از دربند تا رود « كورا » « 2 » چهل روز كشيد تلفات زياد به سپاهيان نادر وارد آمد درين بين قيامى
هامش
( 1 ) -Pere Louis Bazinيادداشتها راجع به سنوات اخير سلطنت نادر شاهDr . Johann Jacob Lerchروزنامهء مسافرت 1735
( 2 ) -Kura