تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
ساختن سفاينى را به هند سفارش داد و توسط كالوشكين از ملكهء جديد روسيه يعنى اليزابت پترونا ( كه دختر پتركبير بود ) چند كشتى خواست و دولت روسيه در نتيجهء برحذر داشتن مخفيانه كالوشكين از قبول خوددارى نمود . جشن نوروز ( 1154 ) را نادر در همين اردوگاه برپا داشت و به قول ميرزا مهديخان درصدد بود بنفع يكى از فرزندانش از سلطنت كناره گيرد و بقيهء عمر را در كلات بگذراند . فقط ميخواست قبلا كار را با عثمانى خاتمه دهد . در 1155 نادر عملياتى بر ضد عشاير مخصوصا در تبرسازان اجرا كرد گرچه به خوبى كامياب نگشت ، ولى بعد از جنگها و تلفات و مشكلات به آنان فايق شد و درصدد افتاد نقشهء سابق خود را مبنى به گشودن كليهء داغستان عملى كند و به ناحيهء شمالى يعنى « اوريا » بتازد . جنگ و گريزهاى متعدد و مزعج عشاير وحشى و صعوبات و خسارات زياد و كمى آذوقه و غيره به حدى نادر را بستوه آورده بود كه اردوگاه خود را در ناحيهء طوايف قره قيطاق « ايران خراب » نام نهاده بود ، نادر در پائيز 1155 از مرز « اوريا » عودت نمود و به محل اردوگاه « ايران خراب » برگشت و در آنجا بود كه يكى از وقايع فجيع يعنى نابينا كردن فرزندش رضا قلى به تهمت اهتمام به قتل پدر وقوع يافت . در باب گنهكار بودن يا نبودن رضا قلى ميرزا روايات مورخين مختلف است و آنچه از اخبار موثقين برميآيد اينست كه بعد از جستجوى زيادى كه براى پيدا كردن فاعل سوءقصد به عمل آمد بالاخره شخصى در محل « اوبه » نزديكى هرات بنام نيكقدم دستگير شد و به اردوگاه نادر در داغستان فرستاده شد وى در خدمت دلاور خان تايمنى كار ميكرد و چون بحضور نادر رسيد شخصا به رسيدگى پرداخت و بموجب روايت محمد كاظم ( در كتاب « نادرنامه » ) وى در اين استنطاق رضا قلى ميرزا را محرّك اصلى معرّفى نمود البته دشمنان اين شاهزاده قبلا ذهن نادر را نسبت به سوء نيت فرزندش مشوش ساخته بودند . ولى چون جزئيات روايت محمد كاظم تطبيق نميكند و خود او در موقع استنطاق حاضر نبوده و به تركستان عزيمت كرده بود نميتوان گفته او را بيقين باور نمود . ميرزا