تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
طهماسب را از پيشروى به نواحى ماوراء النهر سرزنش ميكرد و دستور داد عقب‌نشينى كنند به قول ميرزا مهديخان همانگاه از نادر نامه‌اى به ابو الفيض فرستاد و او را در حكومت بخارا ابقا نمود قاصدان حامل اين نامه موقعى وارد قرشى شدند كه والى آنجا موسوم به حكيم آقاليق درصدد تسليم شدن بود و چون اين پيام نادر را شنيد آن را حمل به شكست و ضعف نادر نمود و به اردوى ايرانى تاخت آورد ولى طهماسب خان مهاجمين را عقب راند و لشگريان سالما به بلخ رسيدند و چون والى قندز با تحريك سيد خان ازبك ياغى شده بود رضا قلى و طهماسبخان به آنجا روى آوردند و والى با سيد خان مقتول گشتند متعاقبا رضا قلى به بدخشان رفت و چون به « كلاب » رسيد فرمانى از نادر به او ابلاغ شد كه برگردد و در بلخ منتظر دستور باشد . موقعى كه رضا قلى از مشهد عازم اندخود و بلخ شد پسر عموى خود عليقلى خان فرزند ارشد ابراهيم خان كه همسال رضا قلى بود به حكومت مشهد منصوب شد و او عياش و خوشگذران بود و چون اكثر افراد به خدمت نادر و پسرش رفته بودند براى دفاع از خراسان عده زيادى نمانده بود درين بين « محمد امين مهتر » از امراى ايلبارس مشهد را زيارت كرد و از اخلاق عليقلى و ضعف پادگان خراسان اطلاع حاصل نمود و در مراجعت به خيوه مراتب را به اطلاع ايلبارس رسانيد و مشار اليه عشاير تركمن را از قزاق و آرال و تكه و يموت و ساريق و آرسرى ، فرمان داد سرباز بفرستند پس به عزم جنگ با نادر نيروئى عظيم گردآورد و اين خبر به عليقلى رسيد ، او هم به نادر پيام فرستاد نادر بيدرنگ رضا قلى و طهماسبخان را براى مشاوره احضار نمود و آن دو بطوريكه مذكور افتاد در محل بهار سفلى به نادر پيوستند و نادر فرزند خود را حسن استقبال نمود و او را با مراسم لازم نايب السلطنهء ايران تعيين نمود و طهماسبخان را اول توبيخ كرد سپس مورد عفو قرار داد . رضا قليخان بعد از مرخصى به حكم مأموريتى كه داشت به تعقيب و پايان دادن فتنه ايلبارس خان پرداخت ولى چون ايلبارس اطلاع حاصل نمود كه پشت سر او قيامى بر ضد او برپا گشته ناچار به خوارزم برگشت پس خطر حمله به خراسان مرتفع شد .