حادثهء قتل ابراهيم خان به قول يك مورخ در شعبان 1151 اتفاق افتاد ولى به حكم قرائن بايد قبل از شعبان باشد . ابراهيم خان جنگاور بزرگى نبود ولى ستمگرى هم پيشه نداشت و با زيردستان خوشرفتارى ميكرد و گرچه از قرار معلوم از قبول هدايا و رشوه بدش نميآمد .
فصل هفدهم نيابت سلطنت رضا قلى ميرزا
بعد از انصراف ايلبارس از حملهء به خراسان رضا قلى ميرزا به مشهد عزيمت نمود و مراتب را به پدرش اطلاع داد .
اين شاهزاده بعد از تصدى مقام نيابت سلطنت گاهى علائم نافرمانى نسبت به اوامر پدرش نشان ميداد در ضمن بايد دانست فرسنگها از پدرش دور بود و گاهى ماهها خبر ازو نداشت و عمويش ابراهيم خان كه به دستور نادر بنا بود مراقب او باشد كشته شد . رضا قلى در سه ماههء اول بازگشت به مشهد لشكرى بسيار باشكوه با يراق و كمربندها و ابزار زرين و سيمين مركب از 12000 تن تجهيز نمود .
كمى نگذشت دور او را اشخاص خودپرست و دسيسهباز گرفتند و او را تحت نفوذ قرار دادند و رفتارش رفتهرفته خشن گشت و نفعپرستى را پيشهء خود ساخت و جلب نفرت مردم را نمود . از طرف ديگر به حكم گواهى بعضى خارجيان آن عهد ، وى منافع و مصالح عامه را هم در نظر ميگرفت مثلا مالياتهاى گزاف را مىبخشيد .
مهمترين حادثهء دورهء نيابت سلطنت رضا قلى عبارت بود از كشته شدن شاه طهماسب و خانواده او كه مستقيما به عهده رضا قلى است . توضيح آنكه چون به سال 1739 ( 1151 ) خبرى از جبهه هند در ايران شيوع يافت كه گويا نادر كشته شده لاجرم كسانى مانند محمد حسين خان از قاجاريان يوخارى باش استرآباد از پى تحريك رضا قلى درآمدند و او را تحريض به كشتن طهماسب كردند كه مبادا از خبر درگذشت نادر ايجاد فتنه نمايد و شاهزادهء بىتجربه زير بار اين تلقينات سوء رفت و شاه