چون نادر به باغات شليمار رسيد تا فرداى آن روز در آنجا بماند و آنگاه سفر طولانى خود را آغاز نمود .
فصل پانزدهم از دهلى به نادرآباد
نادر از باغستان شليمار تا سرهند رفت . كاروان گرانبهاى باروبنهء نادر كه خزاين و غنايم را حمل ميكرد طمع دهاتيان جسور را جلب ميكرد و از پشت سر به غارت ميپرداختند بطوريكه تا محل « تنيسر » هزار چارپاى باركش از بين رفت و اين امر بار ديگر موجب خشم نادر گشت و دستور كشتار داد .
نادر به منظور اجتناب از گرماى شديد سير خود را عوض كرد و بشمار سرهند متوجه شد و از راه « سيالكت » و « اخنور » واقع در ساحل رود چناب روانه گشت و زكريا خان كه نادر توسط پسر ارشد مشار اليه يعنى حياة اللّه خان به او دستور داده بود يك كرور تومان از لاهور جمع كند با تهيه اين وجه بر سر راه به نادر پيوست . نادر از رود چغاب به رود جهلوم رفت و پل آنجا كه تاب بار سپاهيان را نداشت شكست و دو هزار تن در امواج رود كه طغيان كرده بود كشته شدند نادر مجبور شد دستور دهد لشگريان در محل « كولوّول » سى ميلى پايين اخنور با كرجى عبور داده شوند و انجام اين كار تا هفتم ربيع الثانى پايان يافت و نيز نادر دستور داد اسيران را آزاد كنند و به وطنشان برگردانند و زكريا خان را هم بار ديگر اجازه داد به لاهور برگردد . گويا در اينموقع بود كه نادر به محمد تقى بيگلربيگى فارس فرمان فرستاد كه از طريق دريا نيروئى به ناحيهء سند بفرستد چنان كه در فصل هيجدهم خواهد آمد .
لشگريان زير بارانهاى شديد پيشروى كردند و از راه راولپندى « 1 » به حسن ابدالى رسيدند و نادر از آنجا ايلچيانى مهم به استانبول و پطرزبورگ گسيل داشت . در اواخر
هامش
( 1 ) -Rawalpindiاز شهرهاى مهم نظامى و زراعتى و تجارتى پنجاب غربى كه اخيرا از طرف دولت پاكستان بجاى كراچى مقر حكومت انتخاب شده .