رجب خبر رسيد كه ايلبارس با ازبكان به خراسان پيشروى مىكند اينبار نادر تصميم گرفت به تركستان حمله كند . بر سر راه در جوار سند لشكريان مورد تعرض قبايل سرسخت يوسفزاى شدند و نادر با آنان جنگيد و براى استفاده از وقت بعدا كنار آمد و عدهاى از آنانرا استخدام نمود سپس از سند عبور نمود و از پيشاور و تنگهء خيبر و جلالآباد گذشت و به كابل رسيد و تمام امراى افغان براى احترام و خيرمقدم به حضور آمدند و بالغ بر چهل هزار افغانى از پيشاور و كابل و هزار جت در صف لشگريان او نامنويسى كردند و به هرات فرستاده شدند تا در آنجا منتظر ورود او باشند .
نادر پيشاپيش والى سند موسوم به مياننور محمد خدايار خان را به كابل احضار كرده بود و او از اين فرمان سرپيچيد پس نادر كه در انفاذ اوامر خود قيدى شديد داشت براى تنبيه او مسير خود را از كابل بسوى جنوب برگرداند و خطى بسيار ممتد و پر از شدايد به طول رود سند رو به جنوب پيمود تا اينكه به شهر شهدادپور ناحيهء شمال كراچى رسيد و از آنجا به محل عمركت ( محل تولد اكبر شاه ) رفت و خدايار خان فرارى را در قلعه آنجا گير آورد و او بقيد اينكه جان او و عيالش در امان باشد تسليم شد بعدا نادر از رفتار او رضايت حاصل نمود و حكومت تته و قسمتى از سند را به او بازگذاشت و او را لقب شاهقلى بخشيد و بقيهء قلمرو خدايار را به ساير امرا تقسيم نمود .
موقع اقامت نادر در شهر « لركنه » قاصدى از محمد شاه با نامه و هدايا نزد او رسيد و او در مقابل پاسخى امتنانآميز داد و اسبهاى اصيل با دويست بار شتر خربزهء بلخ برسم هديه به امپراطور فرستاد . آنگاه فرمان فرستاد رضا قلى ميرزا ( كه در آنموقع در تهران بود ) در هرات به او پيوندد و خود از لركنه كه در جهت شمالى شهدادپور نزديكى ساحل سند واقع است رو به شمال غربى نهاد و بار ديگر از راههاى صعب العبور گذشت تا هفتم صفر 1153 به نادرآباد ( قندهار ) وارد شد .
بدين ترتيب نادر شاه ظرف دو سال و اند قمرى از ايران به هند رفت و فتوحات كرد و به ايران برگشت .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٤٧