تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
را زنده نگذارند از ساعت نه صبح تا سه بعد از ظهر قتل و تاراج در كوچه و بازار به كار افتاد و نادر در مسجد بماند درين بين امپراطور نظام الملك و قمر الدين خان را نزد او فرستاد و عفو و اغماض طلب نمود نادر حاج فولاد خان كوتوال را با عده‌اى از نسقچيان خود مأمور نمود تا به سپاهيان ابلاغ كنند دست از تعقيب بردارند و فرمان او فورا اطاعت شد كه درجه فرمانبردارى جنگاوران او را مينماياند . نيز نادر دستور داد اسيران به خانواده‌هاى خود بازگردانند . عدهء كشتگان هندى را از هشت هزار تا بيست هزار نوشته‌اند . سيد نياز خان و شاهنواز خان هم به امر نادر و توسط عظم اللّه خان و فولاد خان مغلوب و دستگير شدند و ساير ياغيان نيز به سزاى كردار خود رسيدند . بعد از تأمين نظم و آرامش حاج فولاد خان در همان منصب كوتوالى ابقا شد . بعد براى حفظ بهداشت شهر اجساد كشتگان را از مسلم و هندو سوزاندند . « 1 » بعد از اين وقايع دارائى خان دوران و مظفر خان ضبط و عده‌اى قزلباش براى ضبط اموال سعادت خان به « اود » فرستاده شد . و هيئتى تحت نظر طهماسبخان جلاير براى اخذ ماليات تعيين گشت و مشغول جمع‌آورى شدند و از آنطرف بتاريخ شانزدهم ذيحجه نادر فرمانى به ايران صادر نمود و كليه ايالات را تا سه سال از تأديه ماليات بخشود . و در اين فرصت دختر يزدانبخش را كه نوه اورنگ‌زيب باشد براى پسرش نصر اللّه بزنى خواست و در 27 ذيحجه مراسم ازدواج وقوع يافت . ارزش مجموع پولى كه درين سفر هند اخذ شد به انضمام خواهر و ساير اشياى قيمتى بايد بالغ به هفتاد كرور روپيه شده باشد در ميان اشياى قيمتى تخت طاوس و بعد از آن الماس كوه نور بود . « 2 »
هامش
( 1 ) - بموجب روايات ديگر حوصله و خوددارى و چاره‌جوئى نادر در راه احتراز خونريزى در شهر بيش از آن بوده كه لاكهارت در اين متن ذكر مىكند . ( رجوع شود به كتاب نادر نامه تأليف آقاى قدوسى ) ( 2 ) - مؤلف گويد اين الماس از طرف يكى از خانواده‌هاى معروف در 1526 ميلادى به همايون پسر بزرگ بابر اهدا شد و بعد از مرگ نادر در 1747 ( 1160 ه ) بدست احمد خان درانى افتاد و موروثا بدست نوهء او شاه شجاع رسيد و آن را « رنجيت سنگ » حكمران سيخ لاهور از شاه شجاع گرفت و بعد از اينكه انگليسها در 1849 پنجاب را به ممالك امپراطورى خود ملحق ساختند آن الماس به تصرف كمپانى هند شرقى درآمد كه كمپانى مذكور به ملكه ويكتوريا پيشكش نمود . در باب تخت طاوس و عاقبت آن روايات مختلف است لرد كرزن بعد از نقل اقوال گوناگون به اين نتيجه ميرسد كه