تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
قزلباش را به انبارهاى گندم به مهر گنج واقع در جنوب غربى شهر فرستاد تا باز كنند و نرخ تعيين نمايند و اين عمل چون به زيان گندم‌فروشان بود پس به قصد تحريك عوام به شايعه‌سازى دست زدند و عوام الناس را بر ضد سربازان قزلباش نادر برانگيختند و كار به جائى رسيد در هرنقطه شهر از آنان تنها يا دو نفرى ديده شدند معروض هجوم رجاله گشتند و امپراطور و رجالش با اينكه در اين كار دست نداشتند براى خواباندن فتنه عملى نكردند . عدهء تلفات ايرانى را در اين غوغا تا هفت هزار نوشته‌اند و ميتوان آن را سه هزار تن تخمين زد حتى بعضى اعيان هند نگهبانان ايرانى خود را كه نادر براى حمايت آنان برگماشته بود مقتول ساختند در خلال اين آشوب چندى از اعيان هند نظير سيد نياز خان و شاهنواز خان در رأس گروهى مركب از پانصد تن به اصطبل فيلهاى سلطنتى نادر تاختند و نگهبان آنجا را كشته فيلها را رها كردند و خود قلعه‌اى را در بيرون شهر متصرف شدند و در آن تحصّن جستند . در نخستين خبر اغتشاش ، نادر شاه باور نكرد و تصور نمود بعضى از نظاميان او به منظور غارت شهر آن خبر را جعل كرده‌اند . پس يكى از يساولان خود را مأمور رسيدگى كرد ولى تا وى از قلعه بيرون رفت او را كشتند . نادر دومى را فرستاد ولى او هم به عاقبت اولى گرفتار گشت آنگاه نادر دريافت كه وضع جديست و هزار تن جز ايرچى « 1 » اعزام نمود تا فتنه را بخوابانند ولى چون شب شد آنها از عهده برنيامدند . نادر به لشكريان خود دستور داد تمام شب را در حال آماده‌باش بگذرانند ولى بدون اجازه او اقدامى ديگر نكنند . بامداد با نگهبانان نيرومندى شخصا سوار شد و رو به مسجد روشن الدوله در مركز محله « چندنى چوك » نهاد گفته‌اند در جوار مسجد او را از بالاخانهء منزلى نشانهء تير قرار دادند كه بخطا رفت ولى تير يكى از سركردگانش را از پاى درآورد . نادر به بام مسجد برآمد و از آنجا محلاتى را كه لشكريان او را مورد حمله قرار دادند تعيين نمود و دستور داد هرجا يكى از قزلباشهاى او كشته شده كسى
هامش
( 1 ) - عنوان پياده نظاميان با اسلحهء سنگين دستى به جاى تفنگ معمولى عصر ما . اين عبارت در تاريخ جهانگشاى نادرى هم به كار رفته .