بعضى از سران و بزرگان قبايل چادرنشين قزلباش نيز عليه نادر ( نبايد فراموش كرد كه نادر گرچه از قزلباش بود و به ايل افشار منسوب بود ولى از نسل بزرگان شمرده نمىشد ) و طرفدار حفظ سلالهء صفوى بودند . اينان ارتقاى مقام خويش را مرهون صفويه بودند ولى خاموشى اختيار كردند زيرا مىفهميدند كه حكومت واقعى و نيروى نظامى در دست نادر است .
از اميران قزلباش فقط اغورلو خان قاجار بگلربگ قراباغ آشكارا به نفع انتخاب شاه از ميان خاندان صفوى اظهارنظر كرد و بعدها دو سوم املاك خويش را در ازاى اين هواخواهى از دست داد .
هنگامى كه قورولتاى نادر را به شاهى « برگزيد » وى نخست ظاهرا به بازى خندهآور امتناع از قبول سلطنت پرداخت و ناز كرد و واداشت كه ديگران از او استدعا كنند و بعد موافقت كرد ، ولى پذيرفتن مقام سلطنت را منوط به اجراى شرايط چندى از آن جمله اينكه مذهب شيعهء اماميه رسما تعديل شود نمود « 1 » . بدين قرار كه شيعيان پيشين مىبايست در رديف چهار مذهب « حقه » سنى - مذهب حقهء پنجم جعفرى را كه در تحت حمايت خاص امام جعفر صادق قرار داشته تشكيل دهند .
نقشهء الحاق شيعيان به سنيان از لحاظ شخص نادر كه مردى بىاعتنا به مسائل دينى و از تعصبات مذهبى عارى بود - اهميت سياسى داشت : نادر مىديد كه تعقيب سنيان در عهد صفويه موجب و بهانهء قيام كردستان و آذربايجان اران و داغستان و افغانستان و غيره و مداخلهء عثمانى و خاننشينهاى ازبك در امور ايران گشته . نادر مىخواست بزرگان سنى افغان و ديگر اقوام را به سوى خود جلب كند . گذشته از اين نادر مىخواست بدين وسيله به نفوذ روحانيون شيعه كه تكيهگاه قوى سلالهء مخلوع صفوى بودند ضربه وارد آورد .
روحانيون شيعه كه در اين قورولتاى حضور داشتند جرأت نكردند علنا از مذهب
هامش
( 1 ) - از آن جمله لعن بر سه خليفهء اول ابو بكر و عمر و عثمان كه در عهد شاه اسماعيل اول متداول گشته بود موقوف گشت .