تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
خويش دفاع كنند . ولى مخالفت پنهانى متعصبان شيعه و سنى عليه اين اقدام بسيار شديد بود . « اتحاد » شيعه و سنى كه نادر اعلام نموده بود نوزادى بود كه مرده متولد شد و فقط در روى كاغذ باقى ماند و نه در ازبكستان و نه در تركيهء عثمانى مذهب رسمى شيعهء جعفرى را در شمار مذاهب « حقه » نشناختند . شاه جديد پس از « انتخابات » ميان تمام كسانى كه در قورولتاى شركت كرده بودند هدايايى تقسيم كرد كه براى صاحبان القاب و مراتب مختلف متفاوت بود . مثلا خوانين ضمن هداياى ديگر خلعتى از پارچهء زربفت كه پنج تومان ارزش داشت و كدخدايان فقط يك تومان نقد دريافت داشتند ، شاه به همهء حاضران بندگان و كنيزانى هديه كرد ( از گرجيان و ارمنيان ) . شاه چهار سالهء مخلوع يعنى عباس سوم را نزد پدرش به خراسان گسيل داشتند و چندى بعد هردو را كشتند و سلالهء صفوى بالكل منقرض شد و سلسلهء افشاريه به جاى آن مستقر گرديد .

سياست خارجى نادر شاه

نادر شاه كه از سال 1736 تا 1747 م . - 1149 تا 1160 ه . سلطنت كرد به احياى وحدت ايران و حتى بازپس گرفتن كشورهايى كه صفويان تسخير كرده سپس از دست داده بودند - نيز اكتفا ننمود . مدت سلطنت او به كشورگشايى و جنگهاى توأم با نهب و غارت سپرى شد . علت اساسى كه نادر شاه را به سياست كشورگشايى متمايل ساخت كوششى بود كه وى براى جلب بزرگان فئودال چادرنشين و اسكان يافته و آشتى دادن ايشان با سلسلهء پادشاهى جديد به عمل مىآورد . نادر شاه به بزرگان مزبور امكان داد تا به حساب غنايم جنگى توانگر شوند . از جانب ديگر نادر شاه به كشورگشايى و غنايم جنگى نيازمند بود تا خزانهء تهى را پركند و ارتشى نيرومند را تحت السلاح نگاهدارد . فراهم آوردن چنين قشونى در كشور فقير و ويرانى چون ايران آن روزى دشوار و نگهدارى آن دشوارتر بود .