ثلث جمعيت خود را از دست داده بودند . شيخ محمد على حزين كه شاهد عينى وقايع بود مىگويد كه چون وارد تبريز شد ديد شهر ويران و تقريبا خالى از سكنه است . بنا به گفتهء او وضع سراسر آذربايجان ( ايران ) كه زمانى ثروتمند بود و نفوس فراوان داشت چنين بود و فقر تنگدستى مردم و ويرانى خاك عراق عجم به حدى بود كه به وصف نمىآيد .
تقليل شديد قدرت خريد روستاييان و شهريان منجر به انحطاط بازرگانى و پيشهها گشت . سقوط پرورش ابريشم و نوغاندارى ( طبق ارقام منقوله توسط « هانوى » در گيلان مقدار ابريشم خام گيلان شش بار تقليل يافته بود يعنى به يك ششم مقدار سابق تنزل كرده بود ) و رواج راهزنى در جادههاى كاروانرو و قدان امنيت براى بازرگانان بيگانه مسبب وقفهء كامل در تجارت خارجى گشت .
بدتر از همه اين بود كه عليرغم ويرانى و انحطاط وحشتناك اقتصادى نه متجاوزان ترك و افغان و نه اميران محلى فئودال و نه ( بعد از آنان ) نادر به فكر تقليل بار سنگين ماليات كه بر دوش رعايا سنگينى مىكرد افتادند بلكه مىكوشيدند ماليات و عوارض و بهرهء فئودالى و غيره را با همان ميزان سابق از ايشان وصول كنند . ولى به سبب فقر فوق العادهء رعايا وصول كامل مالياتها ميسر نمىشد و با اينكه مأمورين وصول همه چيز روستاييان را مىگرفتند و آنان را لخت مىكردند باز رعايا مقروض مىماندند . به اين سبب است كه شيخ محمد على حزين مىگويد كه مردم از بيرون راندن افغانان از ايران طرفى نبستند و گشايشى در معيشت عامهء خلق پيدا نشد . وى نقل مىكند كه حاكمى از طرف نادر وارد لار شد و ديد كه مردم شهر بالكل فقير و شهر خراب است .
خواربار كم بود زيرا به سبب وجود راهزنان از روستا چيزى به شهر نمىآوردند و بهاى آذوقه بسيار گران بود .
با اين حال حاكم مزبور با شدت عمل و سختى تمام ماليات دو سال ( سال جارى و سال بعد ) را از مردم با اضافات وصول كرد . سرانجام روستاييان و شهريان قيام كردند و حاكم كشته شد .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٢٨٠