ملاير مغلوب كرد ، عبد الرّحمن پاشا معجلا همدان را ترك كرد و بسنندج رفت ، چيزى نگذشت كه كرمانشاه هم بدست نادر افتاد .
نادر پس از تنبيه بختيارىها و در جزينىها « 1 » و تركمانان كوكلان در اوّل محرّم 1143 ( 17 ژويّهء 1730 ) عنان عزيمت بجانب آذربايجان تافت ، در جنوب مراغه بيورت اصلى طايفه خود رسيد و 3 هزار خانوار قرقلو افشار را از آنجا بخراسان كوچ داد .
عثمانيان از همهجا عقب مىنشستند ، نادر در 27 محرّم ( 12 اوت ) بتبريز وارد شد و عازم بود كه بنخجوان و ايروان لشكر بكشد لكن در اوّل صفر ( 16 اوت ) اخبار ناگوارى از مشهد به او رسيد و آن خبر هجوم ابداليان به شهر مشهد بود ، نقشهء نادر بكلّى مبدّل گشت و اين مصادف بود با حوادثى كه در اسلامبول رخ داد و منجر بعزل سلطان احمد ثالث شد « 2 » .
شورش ابدالىها
ذو الفقار خان حاكم فراه اللهيار خان ابدالى دوست نادر را از هرات رانده و تا پاى ديوار مشهد پيشآمده در آنجا ابراهيم خان برادر نادر را در 13 محرّم 1143 ( 29 ژويّهء 1730 ) شكست داده بود . نادر بيستون بيك افشار را در تبريز گذاشته شتابان بجانب مشهد رهسپار شد ، امّا ياغيان ابدالى بولايت خود بازگشته بودند . نادر بسوى شمال توجّه و به تنبيه طوايف تركمان يموت عزيمت كرد ، امّا تراكمه چون از نهضت او خبر يافتند بجانب خيوه گريختند . در اواخر ربيع الثّانى ( نوامبر 1730 ) نادر در مشهد ببازديد طوايفى كه جديدا از ايالات ايران كوچ داده بود پرداخت . مجموع آنها به 56000 خانوار بالغ ميشد ! مركز ثقل ايران بطور آشكار بجانب شمال شرقى تمايل مييافت .
هامش
( 1 ) - سنىهاى متّحد افاغنه ، در جزين در مشرق همدان است .
( 2 ) - يكى از علل شورش ناخشنودى ينگيچريان از تغيير سياست عثمانى بود ! زيرا كه ينگيچريان در آذربايجان املاكى خريده بودند و بايستى آنها را ترك كنند ، رجوع شود بكتاب ميرزا مهدى خان كه در سنوات قدرى اشتباه كرده است .
رجوع شود بكتاب هامرHammerفصل 65 .