ياران را براى حفظ « وطن غازيان خويش » فراهم آورد ، درباريان شاه نيز بر آن بودند كه بايد خراسانيان را معاف كرده و كار را به غير آنان سپرد ، امّا شاه « 1 » منجى خود را بالتماس نگاهداشت .
در جمادى الثّانيه ( آخر دسامبر 1729 ) نادر اشرف را در آخرين بار مغلوب كرد ، محلّ جنگ زرقان 5 فرسخى شيراز بود ، سپاه اشرف پراكنده و منهزم گشت و آخر الامر هنگامى كه در صدد رسيدن ببلوچستان بود رقباى قندهارى او سرش را از تن جدا كردند ، نادر ايلچى بهندوستان فرستاد كه شرح فتوحات او را بپادشاه بابرى گفته و از وى بخواهد كه فراريان افغان را در وقتى كه قشون ايران بجانب قندهار خواهد رفت به خاك هند راه ندهند ، اين نخستين علامت توجّه نادر بتصرّف نواحى جنوب شرقى بود !
نادر در نواحى شمال غربى ايران
از شيراز نادر راه كهگيلويه را پيش گرفت ، در نوروز 1142 ( 1730 ) به باشت رسيد و از طريق شوشتر و دزفول و خرّمآباد وارد بروجرد شد . شاه كه از پيشرفت نادر سرورى تمام داشت تاجى مرصّع با عهدنامه والىگرى خراسان « از قندهار تا پولكورپى « 2 » كه رأس الحدّ عراق است » بانضمام مازندران و يزد و كرمان و سيستان « 3 » به نادر فرستاد و يكى از خواهران خود موسوم به رضيه خانم « 4 » را به ازدواج نادر و خواهر ديگر خود فاطمه سلطان بيگم نام را به رضا قلى ميرزا داد .
عثمانيان خاك ايران را ترك ميگويند
چون عثمانيان جوابى بسفير ايران نميدادند نادر نهاوند را تصرّف و تركان را در
هامش
( 1 ) - شاه در 8 جمادى الاولى ( 29 نوامبر 1729 ) وارد اصفهان شد .
( 2 ) - در بعض نسخ پولكوپى مينويسند ( مترجم ) .
( 3 ) - على حزين ص 189 : شيخ محمّد حزين ( مترجم ) .
( 4 ) - اين قبيل مواصلتها را مسلمانان جايز ميدانند خاصه كه مادر دو خواهر جدا باشد ، بنابر قول بوتكف ( جلد اوّل ، ص 114 ) دختر شاه سلطان حسين كه به نادر داده شد قبلا زن داودامDavdamشاهزاده گرجى بوده و از او پسرى دوازده ساله داشته است .