معتمدى از افشاريّه را به اصفهان فرستاد كه فتح او و شكست افغانها را به چشم شاه طهماسب كشيده از انعقاد عهدنامه مزبور كه سرنوشت اسراى ايران را در خاك عثمانى مسكوت گذاشته بود ابراز ناخشنودى و ملامت كنند .
بعد از تنظيم امور ولايات جديد نادر به مشهد وارد شد 15 شوّال ( 2 آوريل 1732 ) . چون شكست شاه در هر ايالتى ايجاد نهضتهاى خلاف و فساد كرده بود نادر موقع را مغتنم شمرده در اكثر ولايات حتّى آذربايجان حكّامى نصب كرد ، تجهيزات جنگ جديد خيلى بدقّت فراهم آمد ، افغانهاى تازه مطيع و تركمانان ياغى هم مجبور به دادن قشون شدند ، نادر حكومت خراسان را به ابراهيم خان سپرده روز 7 محرّم 1144 ( 30 ژوئن 1732 ) از مشهد بيرون آمد ، در عرض راه حمله به تركمانان يموت كرده تا مشهد مصريان ( در كنار اترك ) و تا بلخان پيش رفت امّا تراكمه بنابر عادت خود را به نواحى شمال كشيده بودند . نادر چون در 24 محرّم 1145 ( 15 ژويّه 1732 ) به گرگان رسيد شنيد كه روسها گيلان را ترك گفتهاند . نادر به شاه طهماسب دستور داده بود كه در قم يا طهران به لشكر او بپيوندد امّا او تعلّل كرد و با احمد پاشا والى بغداد مشغول مقاولات جديدى شد و اين امر بنابر مندرجات تاريخ نادر را مجبور كرد كه به اصفهان برود .
شاه به ديدن نادر آمد و در خيمهء او به عيش و سرور مشغول شد ، نادر او را اطمينان داد كه پس از ختم محاربهء ترك به خراسان باز خواهد گشت ، شاه چندان اعتمادى بر اين قول نكرد و بىحقّ هم نبود زيرا كه بامداد نادر در باب مصالح دولت كنكاش كرد ، امراء او را در گرفتن زمام مهام تأييد كردند لكن نادر على العجاله پسر طهماسب را كه هشت ماه بيش نداشت بنام عبّاس ثالث بسلطنت نشاند و در 14 ربيع الاوّل 1145 ( 4 سپتامبر 1732 ) طهماسب را به مشهد فرستاد و سه روز بعد رسما پادشاهى عبّاس ثالث را اعلام و آن طفل را به قزوين روانه كرد .
محاربه با عثمانيان
نادر بعد از تنبيه بختيارىهاى هفت لنگ و طايفه زند در 9 جمادى الثّانيه ( 27