حمله كرد ، در حوالى قوريجان « 1 » در 5 فرسنگى شمال شرقى همدان بقشون عثمانى كه سردارى آن با احمد پاشاى بغدادى بود زد « 2 » . سپاه قزلباش چهار پنج هزار تلفات داده و توپخانهء خود را بجا گذاشت و شاه باصفهان پناه برد ، احمد پاشا تا ابهر ( مشرق سلطانيّه ) را بتصرّف آورد . مقارن اين احوال سردار ديگر ترك على پاشا ( حكيم اوغلو ) از ايروان حركت كرده تبريز و مراغه را فرو گرفت ، فقط قلعهء دمدم در جنوب اروميّه كه مسكن طايفهء افشار بود باقى ماند و اهل آن دليرانه مقاومت كردند .
تركها كه از بازگشت نادر ميترسيدند بشتاب تمام مقدّمات صلح را در بغداد طرحريزى كردند « 3 » بنابراين قرارداد اراضى جنوب ارس بايران پس داده ميشد و نواحى شمالى رود مزبور بتركها تعلّق مييافت . بعلاوه 9 محال از محال كرمانشاه به صيغه ارپاليق ( اقطاع ) به احمد پاشا واگذار ميشد .
از 21 ژانويه تا اوّل فوريه 1732 نمايندگان شاه در رشت عهدنامهء ديگرى با روسها بستند ، بموجب آن اراضى جنوب ساليان ( ساحل رودكور ) بايستى معجلا تخليه شود ، لكن پس دادن باكو و دربند موكول به اين شد كه ايرانيان ايروان و ماوراء قفقازيّه را از ترك بگيرند . تشويش عمدهء روسها از اين بود كه مبادا عثمانيان دستى بسواحل بحر خزر پيدا كنند .
خلع سلاح شاه طهماسب ثانى
مقارن فتح هرات نسخهء عهدنامهء ايران و عثمانى بدست نادر رسيد و او نهايت تنفّر خود را از قراردادى كه پس از شكست منعقد شده باشد اظهار كرد « 4 » و ايلچيانى به اسلامبول و بغداد فرستاده تمام خاكى را كه صفويّه در تصرّف داشتند خواستار شد و
هامش
( 1 ) - ميرزا مهديخان قريهء كردخان مينويسد ( مترجم ) .
( 2 ) - از كتاب هامرHammerمنقول از صبحى . تاريخ 15 سپتامبر 1731 .
( 3 ) - هامر ، فصل 66 ، دهم ژانويه 1732 .
( 4 ) - خالى از غرابت نيست كه عثمانيان هم از اين عهدنامه كه تبريز را به ايران واميگذاشت ناخرسند بوده و وزير بزرگ توپال عثمان را خلع كردند ( 12 مارس 1732 ) ، سر همرفته عهدنامهء شاه طهماسب با عثمانيان موقة خالى از منافع نبود و قرارداد با روس هم پيشرفت فوق العادهاى محسوب ميشد لكن نظر نادر خيلى بالاتر از اينها بود .