گروهى هواخواه ذو الفقار خان بشمار ميآمدند . در 4 شوّال 1141 ( 3 مه 1729 ) نادر به تربت جام راند و شاه طهماسب هم از پى او به آنجا رفت و با اينكه طوايف افغانى باهم صلح كردند نادر موفّق شد كه از جانب هرات و فراه پيشرفتهائى بكند و بعد از مذاكرات ماهرانه افغانها را باطاعت آورد و از روى كمال حسن تدبير نادر اللهيار خان را در هرات بحكومت باقى گذاشت ، امّا طوايفى فارسى زبان مثل جمشيدى و غيره در مشهد و جام ساكن كرد و پس از دو ماه لشكركشى بمشهد بازآمد ، 4 ذو الحجّه ( 1 ژويّهء 1729 ) « 1 » .
عاقبت كار طوايف غليزائى
اشرف غليزائى ( غلجهء ) چون نادر را در نواحى شرق مشغول ديد بخراسان لشكر كشيد 13 محرّم 1142 ( 8 اوت 1729 ) و سمنان را محاصره كرد و پيشقراول سپاه او بسردارى سيدال ببسطام رسيد . نادر سيدال را منهزم كرد ، در 6 ربيع الاوّل ( 29 سپتامبر 1729 ) جنگ قطعى در كنار رودخانهء مهماندوست واقع شد . توپخانهء « 2 » نادر مزرعهء جان سپاهيان غليزائى را درو كرد ، پس از اين شكست كار افغانها بالقوّه ختم شده بود ، نادر چون بنظم سپاه توجّهى خاصّ داشت از تعاقب هزيمتيان خوددارى كرد ولى تدبيرى انديشيد كه از سمت قزوين هم افغانها مورد تهديد واقع شدند ، بدون فوت وقت نادر عثمانيان را به ترك آذربايجان دعوت كرد ، نادر رفتارى آمرانه پيش گرفته و با اعمال خودسرانهاى كه داشت ميان او و شاه طهماسب باز هم رنجش پيدا شد .
جنگ دوّم با لشكر افغان كه حاكم تهران رياست آن را داشت در سر دره خوار واقع گشت ( پيلاى كاسپياى ) افاغنه تهران را رها كرده باصفهان پناه بردند و سه هزار تن از مشاهير آن شهر را بشتاب تمام شربت هلاك دادند ، نادر از پى فرا رسيد و در 20 ربيع الثّانى ( 12 نوامبر 1729 ) در مورچهخورت افغانها را مغلوب كرد و سه روز بعد بپايتخت اصفهان وارد شد ، چون خراسان منقلب شده بود نادر مقدّمات بازگشت
هامش
( 1 ) - اسناد اين مطلب در كتاب سولويف فصل نوزدهم ، ص 6 تا 12 درج است .
( 2 ) - ميرزا مهديخان ، توپچيان فرنگىنژاد مينويسد .