تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
اطراف مرو همّت گماشت ، دائما بر قواى نادر افزوده ميشد زيرا كه پس از هر فتحى قبايل مغلوب را در ميان طوايف تابعه خود جاى ميداد و مردان آنها را در لشكر خود داخل ميكرد . در اين وقت شاه طهماسب از پيش تركان و افغانيان گريخته خود را بمازندران رسانيد و ملك محمود از جوين عازم بود كه بيك حمله او را از پاى درآورد . شاه طهماسب معيّر الممالك « 1 » از اركان دربار خود را نزد نادر فرستاد ظاهرا مذاكراتى كه كردند در قتل فتحعلى خان قاجار سردار پادشاه كه نادر طبعا آرزوى مقام او را داشت بىتأثير نبوده است . فتحعلى خان را به نادر تسليم كردند و در 14 صفر 1139 ( 2 اكتبر 1726 ) در خيمه‌اش « باشتباه و فريب » مقتول شد . ازين تاريخ نادر بحلّ فصل ملك و رتق و فتق امور ملك خراسان مأمور گشت . نادر در 21 محرّم 1139 ( 18 سپتامبر 1726 ) لشكر بتسخير مشهد برده بود . در 6 ربيع الثّانى ( 2 دسامبر ) شهر مذكور بحيله مسخّر شد و ملك محمود از سلطنت كناره گرفت . از اين تاريخ نادر مقرّ خود را در مشهد قرار داد و كسان خود را هم به اين شهر آورد و گنبد مطهّر رضوى را تذهيب كرد . از آن‌جائيكه نادر بهيچوجه درصدد استمالت و دلجوئى شاه برنميآمد شاه بخبوشان رفته نامه‌هائى بطوايف نوشته نادر را بخيانت متّهم كرد « 2 » . نادر شاه را در حصار گرفت و بعد از نوروز 1139 ( مارس 1727 ) شاه تسليم شد ، نسبت بصميميّت او هميشه شكّى در ميان بود ، نادر لازم ديد كه شورش كردان درگز و خبوشان را خاموش كند و ببهانهء همين انقلابات نادر مصمّم شد كه كار سيستانيان را خاتمه بدهد ، پس ملك محمود و بسيارى از بستگان او را شربت هلاك چشانيد .

جنگ با طايفه ابدالى

در ذو الحجّه 1139 ( اوت 1727 ) عاقبت محاربهء با افغانان ابدالى در گرفت ،
هامش
( 1 ) - حسنعلى بيك ( مترجم ) . ( 2 ) - آغاز ستيز نادر و شاه طهماسب را مربوط بخواستگارى آنها از دختر سام بيك خبوشانى ميدانند ( مترجم ) .