تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
شنيع اقدام كرد . و يكى از اطباى فرنگستان كه در اواخر ايام حيات نادر با وى بود ، بى گناهى رضا قلى ميرزا را ثابت مىكند و بعد مىگويد كه : نادر از كرده چنان پشيمان گشت كه پنجاه نفر از امرا را كه در آن واقعه حضور داشتند ، به بهانهء اينكه چرا شفاعت نكردند به قتل رسانيد . از روزى كه در مازندران تير به او انداختند ، روزبه‌روز خشونت طبعش به روزى داشت ، و فايز نشدن به مقصود در جنگ لزگى نيز ممد اين معنى گشته ، گوش به قول دشمنان رضا قلى ميرزا كرده ، در حالت غضب او را كور كرد . گويند : چون چشم قرة العين خود را كند ، گفت : فضايح اعمال تو سبب اين امر شد ! رضا قلى گفت : تو چشم مرا نكندى ، بلكه چشم چراغ ايران را كور كردى . ميرزا مهدى گويد كه : بعد از اين واقعه ، نادر نه بر خود آرام و نه بر ديگران روا داشت . بعد از اين قضيه ، آنچه از وى منقول است ، قبايح افعال وى است ، مگر جنگى كه در عرض سه سال با عثمانى كرد ، و در اين حرب نيز هيچ‌يك از بهادريها و دليريها كه در حروب سابقه از وى ديده شده بود ، مشاهده نشد . لشكر ايرانى كوششها براى تسخير بصره و بغداد و موصل كردند ، ولى كارى از پيش نبردند . در اول سال ديگر نادر به‌جهت مقابلهء عسكر عثمانى كه تا قريب به ايروان رفته بودند ، حركت كرد و ، گويند كه مىخواست در همان صحرا كه ده سال پيش با دشمن جنگيده بود بار ديگر ، با خصم دست در كمر زند ، اما سردار عثمانى ترسيده روى به گريز نهاد و در دست سپاهيان خود به قتل رسيد . و بعد از قتل سرعسكر ، هرج‌ومرج به حال لشكريان راه يافته به آسانى هزيمت يافتند . اين آخرين فتحى است كه نادر كرد . و در همين اوقات ، پسرش نصر الله ميرزا عسكرى از عثمانى را در ديار بكر هزيمت داد . اما نادر چون از حال خود مستحضر بود ، در مصالحهء با ترك تعجيل كرد . درين مصالحه از اينكه مذهب جعفرى را پنج مذاهب قرار داده و ركنى مخصوص به جهت ايشان در مكه بنا كنند ذكرى نشد . قرار برين شد كه اسراى طرفين رهائى يابند و از