هجرى بود ، به جانب كلات رفت .
هم از اوايل عمر نادر را به كلات تعلقى تام بود ، و به خيال اينكه آخر عمر را در آنجا به سر برد ، حكم كرده بود كه استحكامات آن را تعمير و اصلاح كنند و سرائى به جهت مقام خود در آن بسازند و ، آبانبارها و بركهها و تالابها به جهت فائدهء زراعت بنا كنند . و همچنين فرمان داد تا جميع خزاين را آنجا برند .
صفت قلعهء كلات
در كتاب كيّنير صاحب مسطور است كه : كلات قريب يك درجه در شمال مشهد در راه مرو شاه جهان در جائى واقع است كه آن را اژدر كوه گويند و ، اطراف آن همه كوهستان است و ، آن كوهى است بسيار بلند و ، فقط دو راه تنگ دارد . بعد از آنكه به قدر هفت ميل بالا مىروند ، سطحهاى نمودار مىشود كه ، قريب دوازده ميل محوطهء آن است و چشمههاى خرد بسيار دارد و ، غله و برنج در آنجا به فراوانى حاصل مىشود . سكنهء آنجا در چادر زندگى مىكنند . فقط عمارتى كه در اين سطحهء نيكو آئين بهنظر مىآيد ، دو برج و عمارت كوچكى از مرمر است كه نادر بنا كرده است .
برجها را به جهت محافظت راه و خانه را به جهت مقام خود نادر ساختهند . و چون سطحهء مزبور را رها كرده به قدر پانزده ميل ديگر بالا روند ، به قلهء كوه مىرسند ، در آنجا سطحهء ديگر بهنظر مىآيد كه ، اگرچه به بزرگى قطعهء اول نيست ، اما در حاصل خيزى به آن برابرى مىكند . در اينجا نيز دو برج كوچكى ساختهاند كه سركوب راه است و فقط بنائى است كه به جهت استحكام قلعهء كلات ساخته شده است . اشكالى كه در گرفتن كلات و قلعهء سفيد است ، همان صعوبت راه است و ، چون بر قلهء كوه واقعاند ، اگر سنگى از كوه بغلطد ، اگر سبب تباهى نشود سد راه دشمن خواهد شد .
القصه ، بعد از اقامت قليلى در كلات به سمت مشهد كه پاىتخت مملكت قرار داده بود رفت و در مدت سه ماه اقامت در مشهد داد عيش داده على الاتصال به بسط بساط نشاط و انبساط اشتغال ورزيد . در مدت پنج سال پنج پادشاه مغلوب شده بود : اشرف