تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
مستغنى است ، در آن قلعه شد .

نهضت نادر شاه به جانب بخارا

القصه ، بعد از فتح سند ، نادر به هرات رفت و ، در آنجا جواهرات و غنايمى كه از هند آورده بود ، به نظر خلايق جلوه‌گر ساخت ، و بر تخت طاووس محمد شاه كه مرصع بود به اقسام و انواع جواهر نفيسه ، نشسته صلاى عيش در داد ، تا چند روز وجوه مملكت و قواد سپاه و ساير طبقات ناس ، بساط نشاط گسترده ، اوقات به لهوولعب مصروف داشتند . لاكن نادر چنين مىنمايد كه ، هميشه از بيكارى و تعطيل لشكر انديشناك بود ، لهذا بعد از انقضاى ايام عيش ، از هرات در حركت آمده با پسرش رضا قلى ميرزا ملاقات نمود ، و او و ساير شاه‌زادگان را به هداياى ملوكانه و عواطف پدرانه خرسند ساخته ، به جانب بلخ عطف عنان عزيمت نمود و ، در آنجا به تهيهء اسباب مرور از جيحون پرداخته ، تأديب پادشاه بخارا را كه ، در ايام غياب او به هندوستان ، بر خلاف معاهدت فيما بين فرصت غنيمت دانسته اطراف خراسان را در معرض تاخت وتاز آورده بود ، وجههء همت ساخت . سبب حركت نادر بدان صفحات هم از اول بر همه معلوم شد . او را ارادهء اينكه بسط ثغور مملكت ازين سمت دهد نبود ، زيرا كه مىدانست اداره و نگاهدارى ممالك مفتوحه در آن اطراف از حيّز امكان خارج بود ، ولى مىخواست از همان زهرى كه آن طايفه هرساله به اهالى سرحدات ايران چشانيده‌اند به ايشان بچشاند . ابو الفيض خان كه در آن اوقات سردار اوزبك بود و خود را از نسل چنگيز مىدانست ، چون خبر حركت نادر را شنيد ، هراس به روى مستولى گشته ، وزير خود را فرستاد ، مگر به اظهار انقياد آبى بر آتش قهر پادشاه زند . نادر وزير وى را به اعزاز ملاقات كرده ، با او گفت كه : اگر ابو الفيض خان خواهد كه خود را از هلاك و مملكت خود را از خرابى ايمن دارد ، بايد بدون تهاون به قدم فرمان‌بردارى پيش آيد . و هم در آن وقت كه اين گفتگو در ميان بود ، لشكر ايرانى به جانب بخارا كوچ كرده پنج روز بعد
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 257 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى