در بيان تسخير كابل
در ايام محاربهء افغان ، نادر شاه سفيرى به دهلى فرستاده از پادشاه هندوستان خواهش كرد كه ، بنابر اتحاد ما بين دولتين ، معمول و متوقع آن است كه ، احكام به حكام اضلاع شماليه صادر شود كه ، فراريان افاغنه را كه دشمنان اين دولتاند و از شمشير غازيان اين حضرت گريزان گشته ، در آن بلاد راه و پناه ندهند . برحسب مرضى جوابى نرسيد و ، افاغنه همه روزه بدان صفحات فرارى شده ملاذ و ملجا مىيافتند . و در دربار دهلى نيز ، هرروز عايقى به جهت معاودت ايلچى ايران پيدا مىكردند . نادر را ازين حركت نايرهء غضب اشتغال يافته ، فراريان را تعاقب كرده تا كابل عنان نكشيد ، و كابل و حوالى و حواشى آن را به قيد تسخير درآورد .
بعد از اين واقعه ، كاغذى ديگر به پادشاه هندوستان فرستاده او را بر حركات سابق ملامتى سخت كرد ، لاكن باز گفت بعد از همه ، نقصانى در دوستى واقع نشده ، و منظور آنست كه ، در آينده نيز برقرار باشد .
فرستادهء او به دست ولد عباس نام يكى از امراى افغان ، كه حاكم جلالآباد بود ، به قتل رسيد . و نادر كه احتمال دارد چنين بهانهاى را مىجست ، فرصت غنيمت دانسته به تسخير هندوستان نهضت رايات فرمود .
در بيان احوال هندوستان
قبل از تحرير وقايع اين جنگ ، چند كلمهاى در باب وضع سلطنت هندوستان در آن اوقات بىمناسبت نخواهد بود :
ممالك هندوستان غالب در معرض تاختوتاز و حملات بهادران صفحات شماليه بوده است . از زمان محمود غزنوى سلطنت از خانوادهء سلاطين هنود بيرون رفته ، از آن به بعد سلسلههاى مختلفه از اهالى اسلام بر آن مملكت استيلا يافتند ، و هر سلسلهاى به نوبت مغلوب ديگرى شده ، از همان دست كه گرفته بودند دادند ، تا اينكه