حركت معين كرد ، كه اميرى كه در غايت اقتدار و از اشخاص اوليهء مملكت است ، دشمن به ملك خود بطلبد . لاكن هميشه عجز و جبن بعد از خرابى ، نسبت خيانت به ديگران مىدهد .
حق اين است كه ، در خانهء خراب دهلى چون خبر از ضعف و عجز خود داشتند ، به اميد اينكه نادر به جانب هندوستان نخواهد رفت ، خود را تسلى مىدادند . اول اعتمادى بى جا به استحكام قندهار و شجاعت افغان كردند . بعد از آنكه خبر فتح قندهار را شنيدند ، چنين مىپنداشتند كه نادر به ايران مراجعت خواهد كرد ، حتى اينكه وقتى شنيدند كه نادر در كابل است ، خيال كردند شايد واقعهاى روى داده سبب مراجعت وى شود ، تا وقتى كه شنيدند لشكر ايران از آب سند گذشت ، آن وقت بود كه از خواب غفلت چشمى باز كردند . محمد شاه چون بالمشافهه صورت مخاطره را جلوهگر ديد ، هرقدر لشكر توانست جمعآورى كرده با اعيان مملكت به صحراى كرنال ، كه دهى است در طرف يمين رود جمنا و قريب يك درجه مسافت از دهلى ، شتافته اردوى خود را بر سرپا كرده حكم داد تا اطراف اردو را سنگر و سقناق بسته و ، قطارى از توپهاى سنگين بىفايده بر بالاى آنها كشيدند .
بالجمله ، حركت نادر از كابل به هندوستان سريع بود . حكام ممالك عرض راه همه اظهار اطاعت و انقياد كردند . در كاغذى كه به رضا قلى پسرش نوشته است ، اخبار از روز خروج از لاهور تا دوباره محمد شاه را بر تخت نشاندن ، به تفصيل مندرج است .
اول ، خبرى از جنگ ، فوجى از سپاه ايران با مقدمهء لشكر هند و غلبهء ايرانيان مىدهد ، و بعد از كوششى كه براى منع ملحق شدن لشكر سعادت خان به لشكر محمد شاه نمود و فايدهاى بر آن مترتب نشده بود مىنويسد و بعد از آن مىگويد بدين مضمون كه : چون اين مدد به محمد شاه رسيد ، مستظهر گشت و سنگر خود را رها نموده در ميدان به صف محاربت آراست و ما كه در آرزوى چنين روزى بوديم ، قراول به جهت صيانت اردو گذاشته و از قادر متعال استعانت جسته بر دشمن حمله برديم . تا دو ساعت تمام تنور حرب گرم بود و آتش توپ و تفنگ خرمن سوز عمر اعدا . بعد از
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٢٤٧