سبك و خفيف و عادت بر سختى و تعقب ، نه بر اسب بار بودند نه بر خود . بنابراين از هرراهى فرار و در هرجائى قرار مىتوانستند كرد . و به علاوه ، اگرچه مراتيان بدون جلادت و بهادرى نيستند ، هنر را در بيرون رفتن از چنگ دشمن مىدانند نه حملهء بر خصم . در اين صورت محال مىنمود كه اورنگزيب بتواند كه دشمنى را كه هنر در گريز مىپنداشت به جنگ يا به چنگ آرد .
بعد از فوت اورنگزيب ، امراى اسلام هريك در طرفى دم از استبداد و استقلال زده درهم افتادند ، به خلاف مراتيان كه برقرار سابق اتفاق كرده در اندك مدتى ترقى غريبى كردند . و به علاوه ممالكى كه در تصرف داشتند ، پادشاه هندوستان و غالبا جميع حكام اضلاع و اطراف ممالك را مجبور كردند كه مبلغى از محصول مملكت هر ساله به ايشان بدهند تا منازل و مزارع مردم در امان باشد .
در سير متأخرين مسطور است كه : در سالى كه نادر عزم تسخير هندوستان نمود ، حتى خود شهر دهلى به اين نوع خرجگذار بود . محمد شاه كه در آن وقت صاحب سرير بود ، پادشاهى بود سخيف « 1 » الراى و تنآسا ، و همواره به عيش و عشرت روزگار گذرانيدى . صاحب نادرنامه گويد كه : هرگز دستش بىجام و كنارش بىدلارام نبودى و ، بالمره از كار اعراض كرده سر رشتهء امور را به دست ديگران نهاده بود . وزير اعظم او خان دوران نيز ، اگرچه مردى جاهطلب بود ، لاكن غالب اوقات خود را به لهو و لعب مصروف داشتى ، و با نظام الملك صوبهدار پرگنه دكن عداوت ورزيدى ، و به همين سبب او را به دهلى طلبيده بود تا بهانهاى جسته خللى در كار وى كند . و محمد شاه به رأى و رويت و عقل و تجربت نظام الملك اعتنا نكرد ، تا اينكه خطر بزرگ شده كار از چاره گذشت .
بعضى برآنند كه ، نظام الملك نادر را به تسخير هندوستان ترغيب و دعوت كرد ، لاكن دليلى بر اين مطلب نيست ، و نمىتوان هم موافق قاعده ، سببى به جهت اين
هامش
( 1 ) - سخيف : مرد سبك و تنك ظرف و جامهء اندك ريسمان تنگ بافته ( ح ) .