تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
واقعه‌اى اتفاق افتاد كه از آن مىتوان دانست كه ، وضع اين جنگ چه نوع بوده است . مورخ او ميرزا مهدى گويد : روز ديگر مجلس مينو مثال آراسته و سران افغان را كه در اردوى فلك تمثال مىبودند ، به محفل اقدس بار داده ، هنوز آفتاب يك نيزه بلند نگاشته بود كه هزار و سيصد نيزه سر بر سر نيزه بلند گرديده سركردگان مورد عطا و نوال و رؤساى افغان سر به زير افكندهء خجلت و انفعال شدند . خلاصه در اوقاتى كه نادر به محاصرهء هرات مشغول بود ، امراى ايران طهماسب تنگ حوصله را بر آن داشتند كه ، لشكر به طرف عثمانى كه در سرحد اجتماع كرده بودند كشيد . شكستهائى كه به اين طايفه رسيده بود ، سبب شورش اهالى قسطنطنيه گشته و ينگچريان اول وزير را كشته و بعد از آن احمد ثالث را از سلطنت خلع و برادر زادهء او محمود خامس را بر جاى او وضع كرده بودند . نادر رضا قلى خان را به سفارت نزد سلطان محمود فرستاده پيغام كرده بود كه ، عساكر عثمانى بايد آذربايجان را خالى كنند . و شاه طهماسب نيز نامه‌اى در تهنيت جلوس به وى فرستاد . و پيش از آنكه نتيجهء سفارت رضا قلى خان كه از طرف نادر رفته بود معلوم بشود ، طهماسب به جهت محاصرهء ايروان در حركت آمد . ولى كارى از پيش نبرد ، و در مصاف با لشكر عثمانى هزيمت يافته آنچه به حذاقت و شهامت نادرى در سال قبل حاصل شده بود ، در يك ماه از دست داد . و تا خوب ضعف عقل خود را ظاهر كند ، با ترك مصالحه كرده در آن مصالحه تمام ممالك ماوراى رود ارس را به اتراك واگذار كرد . و پنج محل از محال كرمانشاه را نيز به احمد پاشاى والى بغداد كه به واسطهء او اين مصالحت انجام يافته بود گذاشت . اما رسوائى و فضيحت اين معاهده از اين جهت ازدياد پذيرفت ، كه ذكرى در باب استخلاص اسراى ايران كه در جنگ به چنگ عساكر عثمانى افتاده بودند ، نشده بود . چون اخبار اين واقعه به نادر رسيد ، ديد كه بهانهء خوبى است به جهت انجام
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 233 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى