تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
او را كشته پنداشته ، روى به گريز نهاد . جميع اين اسباب دست بهم داده سبب فتح عثمانى شد . و بعد آنكه از هشت ساعت متجاوز از طرفين كوشيدند ، لشكر نادر به كلى متفرق گشت . و هنوز اين خبر به بغداد نرسيده بود كه ، اهل شهر بر افواج ايرانى حمله برده هزيمت دادند . اين قضيه در هزار و صد و چهل و شش واقع شد . اگرچه از قرار تقرير اتراك ، شصت هزار ايرانى درين جنگ تلف گشتند ، اما احتمال دارد كه از بيست هزار متجاوز در معرض هلاك درآمدند ، غالبا همين‌قدر هم از اتراك كشته شد . لاكن فتح نمايانى كردند ، به سبب اينكه نادر نتوانست لشكر شكسته و پراكنده را جمع كند ، تا اينكه به صحارى همدان رسيد ، كه از آنجا تا معركهء جنگ از دويست ميل متجاوز است . تدبير و همت نادر چنانچه بعد از اين شكست بروز كرد ، در هيچ‌وقت ظهور نيافته بود . بعوض اينكه لشكريان را ملامت كند ، تحسين كرد ، و بجاى آنكه تشنيع زند ، تشريف داد . آنچه از نقد و جنس و دواب به ايشان ضرر رسيده بود ، همه را با مضاعف از احسان خويش بهره‌ور ساخت و ايشان را از كشيدن انتقام از دشمن غدار تحريض و ترغيب نمود . اين حركت سبب ازدياد شهرت وى شده ، از جميع اطراف ايران لشكر به مدد وى شتافت ، چنان كه هنوز سه ماه نگذشته بود كه ، مجددا با سپاهى بيش از پيش در حوالى بغداد وارد شد . دشمنان توپال عثمان در قسطنطنيه چون خبر فيروزى وى را شنيدند ، به حيله مدد و ذخيره حتى وجه مواجب عساكر وى را به تعويق انداختند ؛ و او باوجود اين حال ، كوشش بليغ در دفع نادر نمود . فوجى از سواره معين كرده به استقبال ايرانيان فرستاد ، لاكن به يك حملهء ايشان از پاى درآمدند . و چون اين خبر به توپال عثمان رسيد ، هرقدر مىتوانست جمع‌آورى سپاه نموده به ملاقات نادر شتافت ، اما عساكر عثمانى به نقد از شكست سواره پاى صبر و ثباتشان از جاى رفته بود ، و هر چند سرعسكر خواست تحريك نايرهء غيرت ايشان كند ، ممكن نشد ، در اول وهله پراگنده شدند ، و جمع‌آورى ايشان از حيّز قدرت خارج بود . چون شكست بر اتراك