زلات « 1 » وى كشيده او را مورد عنايات ساخت . و به واسطهء فتوحات نادرى مهام پادشاهى رونقى تازه يافت .
از اوايل حال ، شاه طهماسب بر نادر به غايت حسد مىبرد ، تا وقتى كه نادر در يكى از حروب مشغول بود و ، طهماسب فرمانى به مراجعت وى از آن جنگ فرستاد و ، چون نادر آن فرمان را اطاعت نكرد ، پادشاه بىمايه بر سر جمع او را خاين و ياغى خواند .
اين خبر انتشار يافته ، به نادر رسيد . او نيز به سمت دربار پادشاهى لشكر حركت داده پادشاه را مجبور ساخت كه به شرايطى كه خود القا كرد ، راضى شده مصالحه كند .
اين واقعه قليلى بعد از فتح مشهد روى داد . و مىتوان گفت كه : اگر طهماسب در سابق قدرى اختيار داشت ، از اين وقت بهكلى تمام شد . لاكن نادر با وى احترام سلوك كرد ، تا وقتى كه ديد ماده به جهت غصب سلطنت مستعد است . و هم از اول فتحى كه وى را در خراسان دست داد ، بنا كرد كه مردم را به جهت خيالات آيندهء خود بيدار كند . مانند اردشير بابكان هرشب خوابى ديد و هرروز در تعبير آن جوابى شنيد ؛ از آن جمله ، شبى در خواب ديد كه : مرغابى با ماهى سفيد چهارشاخى به نظر وى در آمدند ، پس آن مرغابى را به تير زد ، و كسانى كه با وى بودند ، هرچه كردند كه ماهى چهارشاخ را به چنگ آرند ، نتوانستند . تا بالاخره خود دست يازيده به سهولت تمام آن را گرفت ، و به جهت اينكه مرغى و ماهى در خواب ديده بود ، منجمان متملّق گفتند كه : دلالت بر رسيدن به تخت سلطنت مىكند .
امّا زحمت ميرزا مهدى مورخ او در اين باب كمتر است ، زيرا كه او از وقايعى كه بعد روى داد تعبير مىكند و مىگويد : كه چهارشاخ ماهى عبارت است از چهار مملكت ايران و خوارزم و هندوستان و توران كه به دست او مفتوح شد .
بالجمله ، بزرگتر كار نادر اخراج افاغنه از ايران بود ، و هيچ انعام و افضالى در ازاى خدمت كسى كه مملكت را از تعدّى و تطاول خصم ظالم خلاص كرده بود ، زياد نبود .
هامش
( 1 ) - در اصل : ذلات .