مقاصدى كه سالها در خاطر داشت « 1 » . ولى رعايت حزم را از دست نداده ، در ابتدا فرمانى به نام جميع اهالى ايران صادر كرد ، در آن توبيخات و تفريعات شنيعه بر معاهدت و معاهدين نمود و گفت : معاهدتى كه چند مملكت بزرگ ايران را تا رود ارس آرد عين معاندت است ، و مصالحتى كه خلقى از سكنه و اهالى اين ملك را در چنگ اعدا به محبس سپارد ، صرف مكاوحت « 2 » . اينچنين معاهدت بر خلاف حكم خدا و محبت على مرتضى است ، كه ملائكهء حول حرم او هميشه استخلاص شيعيان او را از دشمنان او از درگاه بارى مسئلت مىكنند .
بعد از اشتهار رقم مزبور ، مكاتيب به جميع سران سپاه مملكت فرستاد ، از آن جمله كاغذى است كه به حاكم فارس نوشته است . پس از اعلام شكست افغان و فتح هرات ، تعجب مىكند از شنيدن اخبار ، با ترك و مىگويد : شك نيست كه چون بشنوى معاهدهء با ترك برحسب مأمول از الطاف الهى معاهدهاى برقرار نخواهد ماند ، مسرور خواهى شد . در انتظار آمدن من باش ، كه بحول اللّه ، على الفور با لشكرى رزمآزماى لقعه گشاى ، در عدد مور و در شجاعت شير ، بانشاط و جوان و فكرت پير حركت خواهم كرد . دشمن آتشپرست بادپيما را بگوى :
خاك بر سر كن كه آب رفته باز آمد بجوى .
و همچنين سفيرى به اسلامبول فرستاده مختصرا به سلطان محمود پيغام فرستاد كه : يا ممالك ايران را مسترد سازد ، يا حرب را مستعد باش و از جانب ديگر خبر حركت خويش را به احمد پاشا والى بغداد فرستاد .
مصالحتى با دولت روسيه شده بود ، مشروط بر اينكه ، جميع ولاياتى كه در سواحل بحر خزر در سوابق ايام گرفته بودند ، رد كنند . دو نفر صاحبمنصب بدانجا فرستاده تا معلوم كنند كه تعويقى در آن امر واقع نشود . بعد از انجام امور مزبوره به اصفهان رفت و شاه طهماسب را به سبب مصالحهء با عثمانى ملامت كرد ، و بعد از آن
هامش
( 1 ) - در متن : خواطر .
( 2 ) - مكاوحت بالضم ، گشكاا با كسى دشمنى كردن و دشنام دادن ( ح ) .