تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
چهار ملك معظم ايران كه عبارت از خراسان و مازندران و سيستان و كرمان باشد ، و طهماسب به پاداش اين خدمت به نادر واگذاشت . يا به عبارت ديگر ، دست از نيمهء مملكت برداشت ، فقط حق نادر دانسته شد . منقول است كه ، در همان كاغذى كه طهماسب به نادر نوشته ، ممالك مزبوره را به وى واگذار نمود ، ازو درخواست كرد كه نام سلطان بر خود گذارد و به جهت اين مطلب تاجى مرصع به جواهر نفيسه مصحوب يكى از امرا به او فرستاد . نادر جميع عنايات شاهى را قبول كرده مگر لقب را ، كه ديد بدون آنكه فايده‌اى ببخشد سبب حسد ديگران خواهد شد . و در همين اوقات مزاوجت ما بين رضا قلى پسر بزرگ نادر و يكى از دخترهاى سلطان حسين مرحوم اتفاق افتاد . و نادر اگرچه از قبول نام سلطان ابا كرد ، لاكن فرصت غنيمت دانسته يكى از امور معظمهء مخصوصهء به سلاطين را اختيار نمود . حكم كرد كه پولى كه به مواجب لشكر مىدهند ، از ممالك خراسان گرفته به نام وى سكه كنند . و اين فى الحقيقه معنى سلطنت على الاستقلال آن مملكت است . فتوحات ترك سابقا مرقوم خامهء اعلام گشت ، عساكر عثمانى هنوز بهترين اطراف عراق و جميع آذربايجان را در تصرف داشتند . هنوز سپاه نادرى از زحمات تعاقب افاغنه نياسوده بودند كه به دفع اتراك در حركت آمدند . در صحراى همدان با دو لشكر عثمانى مقابلت اتفاق افتاده ايشان را برانداخت ، و همدان و جميع اطراف و نواحى آن بلدهء معظم را از غنيم مستخلص يافت . بعد از آن به جانب آذربايجان عطف عنان نمود و تبريز و اردبيل و ساير شهرهاى معظم آن مملكت را از چنگ دشمن بيرون آورده به استعداد محاصرهء ايروان پاى تخت ارمنيه پرداخت . مقارن اين حال از برادرش كه در آن وقت از جانب وى حكومت خراسان داشت ، خبر رسيد كه افاغنهء آن صفحات سر عناد و طغيان برآورده‌اند . بنابرين فسخ عزيمت كرده به شتاب تمام به صوب خراسان نهضت كرده و نايرهء طغيان افغان را به گرفتن فراه و هرات بكلّى فرونشاند .